اختلال پرخوری:

ویژگی اصلی اختلال پرخوری دوره های مکرر پرخوری است که باید به طور متوسط حداقل یک بار در هفته به مدت سه ماه روی دهند. دوره پرخوری به صورت خوردن در مدت زمان مجزا  با مقدار غذایی که قطعا بیشتر از آن است که اغلب افراد در مدت زمان مشابه و تحت شرایط مشابه می­خورند. موقعیتی که پرخوری در آن روی می­دهد ممکن است برآورد متخصص بالینی را از اینکه آیا مصرف غذا بیش از حد است یا نه تحت تاثیر قرار دهد. برای مثال مقدر غذایی که ممکن است برای یک وعده غذای معمول بیش از حد به حساب آید، امکان دارددر طول جشن یا تعطیلی عادی محسوب شود. مدت زمان مجزا به مدت محدود معمولا کمتر از دو ساعت اشاره دارد(سید محمدی،1393).

لزومی ندارد که دوره تکی پرخوری به یک موقعیت محدود شود؛ برای مثال امکان دارد فردی در رستوران پرخوری کند و بعد وقتی به خانه بر می گردد به خوردن ادامه دهد. خوراک مختصر مداوم با مقدار غذای کم در طول روز پرخوری محسوب نخواهد شد. وقوع مصرف غذای بیش از حد باید با احساس نداشتن کنترل همراه باشد تا دوره پرخوری محسوب شود. شاخص نداشتن کنترل  ناتوانی در خودداری از غذا یا متوقف کردن خوردن پس از شروع آن است(سید محمدی،1393).

اختلال در کنترل مرتبط با خوردن ممکن است مطلق نباشد؛ برای مثال امکان دارد فرد در هنگامی که تلفن حرف می­زند به پرخوری ادامه دهد اما هنگامی که دوست یا همسرش وارد اتاق می­شود خوردن را متوقف کند. برخی افراد می­گویند که دوره های پرخوری آنها  دیگر با احساس نداشتن کنترل مشخص نمی شود بلکه با الگوی کلی تر خوردن کنترل نشده مشخص می­شود. در صورتی که افراد بگویند  از تلاش برای کنترل کردن خودشان دست کشیده اند، در این صورت باید وجود نداشتن کنترل در نظر گرفته شود. در برخی موارد، پرخوری می تواند برنامه ریزی شده نیز باشد(سید محمدی،1393).

نوع غذایی که هنگام پرخوری مصرف می شود در بین افراد و فردی خاص تفاوت دارد. به نظر می­رسد که پرخوری بیشتر با نابهنجاری در مقدار غذایی که مصرف می­شود مشخص می­شود تا با اشتیاق برای غذایی بخصوص. با این حال افراد هنگام پر خوری­ها گرایش دارند غذاهایی را بخورند که در غیر این صورت از آنها اجتناب می­کردند(سید محمدی،1393).

پرخوری باید با ناراحتی محسوس و حداقل سه ویژگی زیر مشخص شود: خوردن خیلی سریعتر از معمول، خوردن تا وقتی که فرد احساس کند به طور ناراحت کننده ای سیر است؛ خوردن مقادیر زیاد غذا هنگامی که فرد احساس نمی­کند از لحاظ جسمانی گرسنه است؛ خوردن در تنهایی به علت احساس شرمندگی از اینکه فرد چقدر غذا می­خورد؛ و احساس انزجار از خویش، افسردگی یا احساس گناه زیاد پس از آن. افراد مبتلا به اختلال پرخوری معمولا از مشکلات خوردن خود شرمنده هستند و سعی می­کنند نشانه­های خود را مخفی نگه دارند. پرخوری معمولا تا حد امکان مخفیانه صورت می­گیرد. رایج ترین پیشایند پرخوری عاطفه منفی است(سید محمدی،1393).

راه اندازهای دیگر عبارتند از عوامل استرس زای میان فردی، محدودیت غذایی، احساسات منفی در ارتباط با وزن، شکل بدن و غذا، و بی حوصلگی. پرخوری ممکن است عواملی که این دوره را در کوتاه مدت تسریع می­کنند به حداقل برساند یا تسکین دهد، اما ارزیابی منفی خویشتن و ملالت اغلب پیامدهای درنگیده هستند(سید محمدی،1393).

اختلال پرخوری در افرادی که وزن طبیعی دارند / وزن اضافی دارند و چاق هستند روی می­دهد. این اختلال یا اضافه وزن و چاقی در افرادی که جویای درمان هستند، قطعا ارتباط دارد. با این حال پرخوری با چاقی تفاوت دارد. اغلب افراد چاق به پرخوری مکرر نمی­پردازند. علاوه بر این افراد مبتلا به این اختلال در مقایسه با افراد چاقی که وزن برابر دارند در تحقیقات آزمایشگاهی رفتار خوردن، کالری بیشتری مصرف می­کنند و اختلال کارکردی بیشتر، کیفیت زندگی پایین­تر، ناراحتی ذهنی بیشتر، و همزمانی روانپزشکی بیشتری دارند(سید محمدی،1393).

پرخوری و خوردن بی کنترل بدون مصرف بیش از حد غذا در کودکان روی می­دهند و با افزایش چربی بدن، افزایش وزن، و افزایش نشانه­های روانشناختی ارتباط دارند. پرخوری در نمونه­های نوجوان و جوان شایع است. خوردن بی کنترل یا پرخوری دوره­ای ممکن است در برخی افراد مرحله مقدماتی اختلال خوردن باشد. در شماری از افراد مبتلا به اختلال پرخوری، رژیم گرفتن به دنبال شکل گیری پرخوری روی می­دهد(این با پرخوری عصبی مغایرت دارد که در آن، رژیم گرفتن کژکار معمولا قبل از شروع پرخوری واقع می­شود).

اختلال پرخوری با دامنه­ای از پیامدهای کارکردی  از جمله مشکلات سازگاری نقش اجتماعی، کیفیت زندگی مرتبط با سلامت معیوب و رضایت از زندگی، افزایش ناخوشی جسمانی و مرگ و میر ارتباط دارد. این اختلال همچنین ممکن است با خطر افزایش وزن و ایجاد چاقی ارتباط داشته باشد(سید محمدی،1393).