– ارتباط مذهب و سلامت روان

دین از عوامل مهم تاثیر گذار در سلامت است. دین چهره جهان را در نظر فردی که نگرش مذهبی مثبت دارد دگرگون می سازد و طرز تلقی او را از خود خلقت و رویداد های پیرامون تغییر می دهد . فرد دیندار خود را تحت حمایت و لطف همه جانبه خداوند ، بزرگترین نیروی موجود می بیند و بدین ترتیب احساس اطمینان و آرامش و اذت معنوی عمیقی به وی دست می دهد . او خداوند را منشأ خیر و برکت می داند. بنابراین در نظر چنین فردی همه رویداد ها حتی بلایا و مصایب نعمت و آزمایشی از جانب خداوند تلقی می شوند. او خود را موظف می داندکه سختی هایی را که با قدرت عقل توجیه نیستند، با ایمان تحمل نماید تا به تکامل دست یابد.چنین فردی ناملایمات زندگی دچار ناامیدی و اضطراب نمی گردد،زیرا خداوند را حامی خویش می داند.او اطمینان دارد که این حوادث و رویداد ها گذرا هستند واو پاداش صبر خود را خواهد گرفت . فردی که نگرش مثبت دارد با همنوعان و اطرافیان خود رابطه خوب و مبتنی براحترام متقابل و محبت برقرار می کند(کروز،2003).

بین جهت گیری مذهبی درونی و اضطراب یک همبستگی منفی معنی دار و بین جهت گیری مذهبی بیرونی و اضطراب همبستگی مثبت معنی دار وجود دارد (بکر،1982).

کوئینگ و همکاران، (2009) میزان افسردگی آزمودنی هایی که در فعالیت های مذهبی شرکت می نمایند ، نصف آزمودنی هایی است که کمتر شرکت می کنند. قرآن کریم سلامتی روان و رسیدن به آرامش را یاد و ذکر خدا دانشته که : … الابذکرالله تطمئن القلوب ، همانا با یاد خدا دلها آرام می گیرد.

امروزه در بین دانشمندان و روانشناسان علم جدید گرایشهایی پیدا شده که بهترین وسیله ای که می توان بوسیله آن به آرامش و سلامت روان دست یافت، ایمان و یاد و توجه به خداوند تبارک و تعالی است. زیرا آنها معتقدند که در ایمان به خدا نیروی فوق العاده ای وجود دارد که نوعی قدرت معنوی به انسان متدین می دهد و او را در تحمل سختی های زندگی کمک می کند و از نگرانی و اضطراب دور می کند . ما به پیروی از مکتب حیات بخش اهل بیت علیهم السلام بر این باوریم که چون انسان برای هدف والای عبودیت و بندگی خلق شده «و ماخلقت الجن و الانس الالیعبدون»، جن و انس را نیافریدیم جز برای آن که مرا بپرستند، جسم و روح آدمی به صورت امانت الهی در اختیار او قرار گرفته و او موظف است که در حفظ و سلامتی آن بکوشد.هرگونه تلاش در زمینه وقتی در راستای عبودیت باری تعالی می باشد  ، خود عبادت است . از این رو براهل بصیرت مخفی نیست که هر آنچه به عنوان بهداشت و درمان و پایداری ارزش آدمی سفارش شده ، هم زمان ما را متوجه بهداشت روان و سلامت روح و یاد پروردگار می کند.آزمودنی هایی که از جهت گیری مذهبی بالاتری برخوردارندافسردگی کمتری از خود نشان داده اند(پارکر،2003).

کوئنیگ(2009) حداقل 10 دلیل برای تبیین رابطه بین مذهب و سلامت روان ارایه می کند که به شرح زیر هستند:

1.مذهب باعث ایجاد نگرش مثبت نسبت به دنیا در فرد می شود و او را در مقابل رویداد های ناگوار زندگی مثل فقدان یا بیماری یاری می رساند.

2.مذهب به زندگی فرد معنا و هدف می دهد . داشتن معنا و هدف در زندگی نشان دهنده سلامت روان است .

  1. مذهب باعث افزایش توانایی فرد در انجام کارها می شود.

4.افراد مذهبی با حوادث تروماتیک زندگی که قابل پذیرش نیستند ، راحت تر سازگارمی شوند.

  1. مذهب باعث ایجاد امید در فرد می شود. امید باعث ایجاد انگیزه و انرژی در فرد می شود که او را به بهتر شدن اوضاع زندگی امیدوار می کند.
  2. افراد مذهبی احساس آزادی شخصی بیشتری نسبت به دیگران می کنند. آنها وابستگی عاطفی کمتری به اطرافیان دارند.
  3. احساس کنترل در افراد مذهبی به واسطه کردن ایجاد می شود؛ به این گونه که دعا کردن باعث احساس غیر مستقیم کنترل بر شرایط به ظاهر غیر قابل تغییر و ناگوار می شود.
  4. افراد مذهبی از الگوی تصمیم گیری خاصی استفاده می کنند. این الگو فرد را در جهت افزایش تصمیم گیریهای مفید برای اطرافیان و خود و کاهش تصمیم گیریهای خود مخرب سوق می دهد و این امر تا حدی از شدت استرس های زندگی می کاهد.

9 . مذهب تنها منبع پاسخگو به سوالات نهایی است ؛ بویژه در موارد اضطراری که علوم قادر نیست به فرد کمک کند . این مساله بخصوص در موارد جدی مثل بیماریهای لاعلاج از اهمیت خاصی برخوردار است.

  1. مذهب باعث برخورداری فرد از حمایت اجتماعی بیشتر می شود . این امر به سبب ارتباط فرد باجامعه مذهبی، روحانیون و حتی خداوند ایجاد می شود.

ج

2-5- تعریف مفاهیم و نظریه های مربوط به سلامت روان

سلامت روان پدیده­ای است که از دیرباز مورد توجه مشاوران، روانشناسان و روان­پزشکان بوده و متأثر از مجموعه­ای از عوامل جسمی، اجتماعی و شناختی می­باشد (صادقی، 1386). بر اساس معیارهای جهانی، سلامتی تنها جنبه­های جسمانی را دربرنمی­گیرد، به گونه­ای که سازمان جهانی بهداشت، سلامتی را «حالتی که در آن فرد از نظر روانی، عاطفی و اجتماعی کاملاً سالم است و در او نشانه­ای از بیماری و رنجوری مشاهده نمی­شود»، تعریف کرده است (کامپاس، 2002).

سلامت عمومی بر اساس تعریف کاپلان سازگاری مداوم با شرایط متغیر و تلاش برای تحقق اعتدال بین تقاضاهای درونی و الزامات محیط در حال تغییر می­باشد (گلدبرگ و کاتر، 1997).

در فرهنگ لغت کورسینی (1999)، سلامت روان را چنین تعریف می­کند: «وضعیت روانی با ویژگی­های بهزیستی عاطفی، رهایی نسبی از اضطراب و علائم بیماری­های ناتوان­کننده، و توانایی برقراری ارتباط سازنده و کنار آمدن با مقتضیات و فشارهای معمول زندگی»؛ و در تعریف دیگری چنین آمده است: «سلامت روانی عبارت است از اجرای موفق عملکرد روانی که به فعالیت­های سازنده، ارتباطات رضایت­بخش با دیگران، و توانایی سازگاری با تغییرات و کنار آمدن با ناملایمات منجر می­شود.»، آلپورت (1961) معتقد است تفاوت میان فرد سالم با فرد روان­رنجور، آن است که افراد سالم نظر به آینده دارند، اما افراد غیر سالم روی حوادثی در گذشته انگشت می­گذارند که وضعیت کنونی را برای آنان پدید آورده است (سالاری­فر، آذربایجانی و رحیمی­نژاد، 1390).

بهداشت روانی یعنی بهره­مند بودن از احساس آرامش و امنیت درون و به دور بودن از نشانگانی همچون اضطراب و افسردگی و تعارض­های مزمن روانی. از منظر دیگر، بهداشت روانی یعنی برخورداری از سلامت ذهن و اندیشه و تفکر. بدیهی است از آنجایی که درصد قابل توجهی از بیماری­های جسمانی منشأ روانشناختی دارند، بهره­مندی از بهداشت روان می­تواند بر سلامت جسم اثر مثبتی داشته باشد. بدیهی است سلامت جسمانی نیز بستر مطلوبی برای احساس امنیت درون و سلامت ذهن و روان می­تواند باشد. مجموعه باورها، نگرش­ها، تعهدات ارزشی، خصیصه­های شخصی، هدف­ها و جهت­ها، در زندگی فردی و اجتماعی در چگونگی بهره­مندی از بهداشت روانی مطلوب مؤثر می­باشد (افروز، 1383).

بهداشت روانی و سلامت روانی، به سلامت یا تعادل یا نرمالیته (بهنجاری) در ذهن، روان و رفتار گفته می­شود، همین طور بهنجاری در احساس، ادراک، تفکر، قضاوت، هیجان، حافظه، گفتار و روابط بین فردی. روشن است که ضرورت این بهنجاری نبود بیماری روانی است و پیامد و همراه آن رشد، شکوفایی، محبت، سازگاری و تعالی است. در دو سه دهه اخیر به نقش بعد معنوی در سلامت روان انسان توجه زیادی شده و معنویت را هم بخش دیگری از سلامت روان یا سلامت انسان دانسته­اند (بوالهری،1383).

اصطلاح بهداشت روانی بسیار کهنه و نارسا است. با ظهور گستره روانشناسی مثبت، مفهوم سلبی بهداشت روانی منسوخ شده است (قربانی،1380).

اما از نظر اسلام دو مقوله بهداشت و روان بدین گونه تعریف شده­اند. مفهوم کلی بهداشت در اسلام، با ویژگی­هایی چون تقدم پیشگیری، وحدت حقیقی، جامعیت برنامه، اعتدال و استفاده از سرمایه­های انسانی و سادگی، تعریف می­شود. این ویژگی­ها در تأمین نیازهای چهارگانه هرم هستی انسان توانا است و مراد از نیازهای چهارگانه هرم هستی انسان، ارتباط فرد با خدا، خود، خلق و طبیعت و اعتدال در این ارتباط می­باشد. اما در یافتن معادلی مناسب برای اصطلاح روان در قرآن، چند اصطلاح مهم قرآن استخراج و مورد ارزیابی و مداقه قرار گرفته است. اصطلاح­های روح، نفس و قلب، مهمترین و نزدیکترین مفاهیمی است که در این زمینه می­تواند مورد بررسی قرار گیرد. وجه قالب «روح»، آن قوه مجردی است که به ذات اقدس لایزال الهی منتسب می­باشد. وجه قالب «نفس»، اگر چه همان «روح» است منتها «روح» از آن حیث که با بدن تعلق و ارتباط یافته است. شاید این ادعا درست باشد که واژه «نفس» اگر نه مترادف اما معادل واژه «روان» باشد، ولیکن واژه «قلب» بیشتر به تجلیات روانی انسان مربوط می­شود. مفهوم بهداشت در اسلام، عبارت است از تأمین کامل و مشروع نیازها و در درجه بعد درمان، و بهداشت روانی در اسلام به معنای بهداشت نفس انسانی است. با عنایت به این نکته، می­توان «علم بهداشت روانی اسلام» را چنین تعریف کرد: «بهداشت روانی در اسلام عبارت از اصول و روش­های مشروعی است که در وهله اول باعث تأمین، ایجاد، حفظ و در وهله دوم، تقویت و تکامل سلامت نفس، و در وهله سوم به درمان بیماری­های روانی انسان مسلمان، می­پردازد.»، هدف از این علم، هموار کردن راه تکامل و حرکت انسان مسلمان، تا رسیدن به مرتبه کمال مطلق است. مراد از انسان سالم، در مکتب اسلام، انسانی است که حداقل دارای سلامت روانی است. انسان سالم کسی است که با معیارهای موجود، حداقل انطباق را دارد و می­توان آن معیار را مرزی بین حد سلامت و بیماری تلقی کرد پس می­توانیم ادعا کنیم که موضوع این دانش «انسان سالم» است. اصطلاحات به کار رفته شده در قرآن پیرامون بهداشت روانی عبارتند از: بلوغ اشد، سکینه، حیات طیبه، نفس مطمئنه، قلب سلیم و رشد. لذا حرکت در مسیر رشد، که به عنوان یک معیار کلی و کامل در تعیین سلامت روانی مورد بررسی و قبول قرار گرفت، حاصل نمی­شود، مگر آنکه اولاً انسان به عبودیت خداوند گردن نهد. ثانیاً دست به خودیابی و خودشناسی زند؛ ثالثاً در جهت مصالح و منافع خلق خدا، سعی و اهتمام ورزد و رابعاً با کشف قوانین حاکم بر طبیعت از مواهب الهی بهره برد (حسینی، 1378).

از دیدگاه اسلام، بهداشت و درمان، چنان که نیاز تن آدمی است، نیاز روان او نیز هست و آیات و روایات برای سلامت روان و آلوده نشدن آن، راهکارهایی بهداشتی ارائه کرده­اند چنان که برای طهارت از آلودگی، راهکارهایی درمانی نشان داده­اند. بسیاری از احکام الهی برای صیانت و بهداشت جان و خرد آدمی از آلودگی و بیماری است، چنان که بخش دیگری از آنها مانند: کفارات، طهارت و درمان روح آلوده را بر عهده دارند. امیر مؤمنان می­فرماید: «خدا برای بهداشت عقل، ترک نوشیدن شراب را واجب کرد.» (جوادی آملی، 1391).

خدای سبحان که قرآن را شفا معرفی کرده، مرض را هم بیان فرموده است، ما بیماری­های ظاهری و زیان­های آن را می­بینیم، اما از زیان­های بیماری­های باطنی مانند نگاه حرام و بی­عفتی و بی­حجاب بودن و … غافلیم. قرآن فرمود: «فلاتخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض، پس مبادا در حضور مردان به ناز و نرمی سخن گویید، که آن کس که در دلش بیماری است و ایمانش سست است، طمع می ورزد؛ همچنین آنان که با بیگانگان در ارتباطند و گوش به آنها سپرده­اند، بیمار سیاسی و اجتماعی هستند، چنان که قرآن فرمود: «فتری الذین فی قلوبهم مرض یسارعون فیهم، به همین سبب است که مشاهده می­شود آنان که در دل­هایشان بیماری و شک و تردید وجود دارد، برای طرح دوستی با بیگانگان معاند، شتابان به میان آنان می­روند.

. mental health

. somatic

. social

. cognitive

. world health organization

. psychosomatic

. mental well-being

. mental health

. sprituality