2-1-  استرس

2-1-1-                 تعریف استرس

استرس یک مشکل عمومی سلامت است که پیامدهای منفی متعددی برای سلامت مانند اضطراب، افسردگی، مشکلات قلبی و عروقی و خودکشی را به دنبال دارد (شارما و راش، 2014). استرس به عنوان موقعیتی توصیف می‌شود که تعادل حیاتی ارگانیسم مورد تهدید قرار می‌گیرد یا ارگانیسم موقعیتی را تهدید کننده درمی‌یابد (واروگلی و دارویری، 2011). سلیه (به نقل از هینکل، 1973) استرس را وضعیتی پویا برای موجود زنده توصیف می‌کند که از تعامل ارگانیسم با محرک یا شرایطی مضر و آسیب‌رسان ناشی می‌شود.

لازاروس و فولکمن (1984) استرس فیزیولوژیکی را رابطه‌ای میان فرد و محیط توصیف می‌کنند که فرد آن را افزون از حد توانایی و امکاناتش برآورد کرده و برای بهزیستی‌اش مخاطره آمیز قلمداد می‌کند. فولکمن (1984) این رابطه میان فرد و محیط را پویا، دو سویه و متقابل توصیف می‌کند. استرس با کاهش منابع توجه در دسترس و در نتیجه کاهش پردازش اطلاعات نامرتبط با موضوع استرس، توجه انتخابی را افزایش می‌دهد (هاسکین و همکاران، 2014).

استرس مستلزم پاسخ رفتاری و هیجانی فرد به رویدادهای ناخوشایند است (ماهونی، 2009). برخی از سطوح پریشانی در پاسخ به عوامل استرس‌زایی تجربه می‌شوند که بر رفتارهای آتی و عملکرد مرتبط با آن رویدادها تاثیر منفی می‌گذارند (کرنیک و لو، 2002). استرس هزینه زیادی بر افراد، جوامع، سازمان‌ها و اقتصاد وارد می‌آورد (کوپر و دیو، 2004).

استرس می‌تواند زمینه‌ساز اختلالات روانشناختی از جمله افسردگی (سانگ و همکاران، 2014)، اضطراب و نیز خودکشی (شارما و راش، 2014) باشد و منجر به بروز بیماری‌های جسمانی از جمله بیماری‌های قلبی عروقی گردد (بارتلت، 1998؛ شارما و راش، 2014). نشانه‌های تنیدگی (استرس) مانند اضطراب، افسردگی، تنش عصبی، بی‌خوابی، اختلال‌های جنسیت، تقلیل شنود، خستگی، کاهش توجه و حالت مراقبت، تقلیل حافظه و همچنین اختلال‌های بدنی کنشی و عضوی مختلف مانند اختلال‌های هضمی، قلبی- عروقی، سردردهای مزمن، ورم روده، تنگی نفس و … در سطح فردی قابل مشاهده است (استورا، 2005؛ به نقل از دادستان، 1386).

استرس را می‌توان نتیجه عدم توازن میان انتظار فرد و ادراک فرد از پدیده‌ها دانست (توسی و توسی، 1970). ادراک غیر قابل کنترل بودن، غیر قابل پیش‌بینی بودن و افزونگی شرایط زندگی اجزای کلیدی موجودیت استرس‌زا است (کوهن و همکاران، 1993؛ لازاروس و فولکمن، 1984).

یک عامل استرس‌زای مشابه می‌تواند تأثیرات متفاوتی بر افراد مختلف داشته باشد؛ برخی از مردم سریع‌تر می‌توانند با این مشکلات کنار بیایند و زودتر از بحران خارج شوند، اما در برخی از افراد عوامل استرس‌زا می‌توانند به مشکلات روان‌شناختی مختلفی منجر شوند (هافمن، 2007).

اگر یک عامل استرس‌زا بتواند به مشکلات روان‌شناختی خاصی منجر شود، می‌توان گفت که آسیب‌پذیر بودن فرد در شکل‌گیری این مشکل دخیل بوده است : این آسیب‌پذیری در درجه اول به آمادگی ژنتیکی فرد برای دچار شدن به یک مشکل خاص بستگی دارد؛ این تئوری شناخته ‌شده روان‌شناختی با عنوان فرضیه آسیب‌پذیری ارثی در برابر استرس به این می‌پردازد که چگونه ممکن است یک مشکل روان‌شناختی به وجود آید (هافمن، 2007). حتی اگر مشخصات و ترکیبات این نوع ژن‌ها را بدانیم، باز هم پیش‌بینی اینکه چه کسی در معرض ابتلا به یک اختلال روان‌شناختی قرار دارد و چه کسی از آن مصون خواهد بود، دشوار است؛ علاوه بر اطلاع از ساختار ژنتیکی فرد، باید بدانیم که چه زمانی ممکن است فرد در معرض یک عامل استرس‌زا قرار گیرد و یا چگونه با آن مقابله خواهد کرد (هافمن، 2007).

تکنیک‌های کاهش استرس علاوه بر کاهش اثرات روانشناختی منفی استرس می‌توانند بر سلامتی افراد تاثیر مثبت نیز داشته باشند، به عنوان مثال کاستن از استرس، ریسک بیماری‌های قلبی و عروقی را در افراد مبتلا به دیابت کاهش می‌دهد (کوف و همکاران، 2014).

مروری بر ادبیات پژوهش توسط واروگلی و دارویری (2011) نشان داد متداول‌ترین تکنیک‌های مقابله با استرس عبارتند از : آرمیدگی تدریجی عضلانی، پاسخ آرمیدگی، آرمیدگی تلقینی، بیوفیدبک، تصویرسازی هدایت شده، نفس عمیق دیافراگمی، مراقبه معنوی، رفتار درمانی شناختی، کاهش استرس مبتنی بر ذهن‌آگاهی و تکنیک آزادسازی هیجانی.

2-1-2-                 منابع استرس

منابع تنیدگی ممکن است درون شخص، خانواده یا جامعه باشد (حاتمی، 1377). منابع استرس را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد :

  • محیط
  • عوامل استرس‌زای اجتماعی
  • عوامل فیزیولوژیکی
  • افکار (دیویس و همکاران ،1995)

 

بارتلت (1998) اشاره می‌کند منابع درونی استرس عموما یکی از موارد زیر هستند :

  • ترس‌ها (مانند ترس از پرواز، ارتفاع، سخنرانی یا صحبت در جمع، گفتگو با غریبه‌ها)
  • الگوهای فکری تکرار شونده
  • نگرانی از رویدادهای آتی
  • انتظارات غیر واقع‌بینانه یا ایده‌آل‌گرایانه

 

برخی از الگوهای تفکر می‌توانند منجر به بروز استرس در فرد شوند، مانند :

  • برنامه‌ریزی بیش از حد
  • جرأت‌مند نبودن
  • ناتوانی در تعیین محدوده‌ سلامتی
  • به تعویق انداختن یا شکست در برنامه‌ریزی برای آینده (گاردنر و تیلور، 1975).

2-1-3-                 انواع استرس‌ و استرس‌زاها

استرس را می‌توان بر دو نوع دانست : استرس مثبت و استرس منفی (گرینبرگر و پادشی، 1995).

برای استرس مثبت می‌توان ویژگی‌های ذیل را برشمرد :

  • برانگیزاننده، مشوق و افزایش دهنده انرژی است
  • کوتاه مدت است
  • در حوزه توانایی‌های مقابله‌ای فرد قرار دارد
  • هیجان‌انگیز و جالب احساس می‌شود
  • عملکرد فرد را بهبود می‌بخشد (ایوانز و همکاران، 2011)

 

در مقابل استرس منفی چنین ویژگی‌هایی دارد :

  • مولد اضطراب یا نگرانی است
  • می‌تواند کوتاه مدت یا بلند مدت باشد
  • خارج از حیطه توانایی‌های مقابله‌ای فرد است
  • نامطبوع احساس می‌شود
  • عملکرد فرد را کاهش می‌دهد
  • می‌تواند منجر به مشکلات روانی و جسمانی گردد (ایوانز و همکاران، 2011).

 

فولکمن (1984) نمونه‌هایی از استرس‌زاهای منفی را این چنین برمی‌شمارد :

 

  • فوت همسر
  • از دست دادن عزیزان
  • فوت اعضای خانواده
  • بستری شدن خود یا یکی از اعضای خانواده
  • جراحت یا بیماری خود یا یکی از اعضای خانواده
  • تعارض در روابط بین فردی
  • طلاق
  • مشکلات اقتصادی
  • بیکاری
  • مشکلات خواب
  • مشکلات قانونی
  • ناامنی شغلی و …

 

 

 

و نمونه‌های از استرس‌زاهای مثبت عبارتند از :

 

  • ارتقاء شغلی در محل کار
  • اشتغال به شغل جدید
  • ازدواج
  • خرید خانه
  • صاحب فرزند شدن
  • نقل مکان
  • بازنشستگی

برنامه‌ریزی برای سفر و

Hoskin

Mahoney

Crnic

Low

Cooper

Dewe

Song

Bartlett

Tosi

Kopf

Davis

Gardner

Taylor

Greenberger

Padeshy