3-2اضطراب در آرتریت روماتوئید

بعد از مرور دیدگاه کل نگر در رابطه با استرس در آرتریت روماتوئید اکنون به طور دقیق تر به بررسی بیشتر ارتباط بین حالت های روانشناختی اضطراب با آرتریت روماتوئید می پردازیم. با توجه به اهمیت موضوع در ابتدا به تعریف اصطلاح اضطراب و سبب شناسی و دیدگاه­های نظری مختلف در مورد این سازه می پردازیم، سپس با بررسی ارتباط این وضعیت روانی با آرتریت روماتوئید و پژوهش هایی که در این زمینه ها صورت گرفته است سعی در توضیح این ارتباط می نماییم.

 

 1-3-2اضطراب تاریخچه، مفاهیم، رویکردها و درمان

 1-1-1-2تاریخچه اضطراب

تا سالهای اخیر، اختلالهایی اضطرابی، را در مقوله روان آزردگیها قرار می دادند. این اختلال در قرن هیجدهم توسط پزشک اسکاتلندی، ویلیام کولن به کار برده شده بود و یک اختلال عصب شناسی را که به انواع متعددی از اختلالهایی رفتاری منجر می شد، مشخص می کرد (بوتزین ،1988). در خلال قرن نوزدهم، کسانی که به رغم سلامت ظاهری جسمانی، دارای رفتارهای انعطاف ناپذیر بودند، یا عنوان (روان آزرده) متمایز می گردد. در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، دیدگاه مبتنی بر پدیدآیی زیست شناختی، جای خود را به دیدگاه فرویدی مبتنی بر پدیدآیی روان شناختی داد، بدین معنی که وقتی خاطرات و امیال سرکوب شده ناهشیار کوشش می کنند تا از سطح ناهشیاری به سطح هشیاری راه یابند، اضطراب به عنوان علامت هشدار دهنده پایگاه “من” آشکار می شود. نظریه فروید به طور گسترده مورد پذیرش قرار گرفت و مبنای طبقه بندی روان آزردگی ها را در طبقه بندی تشخیصی وآماری انجمن روانپزشکی آمریکا (DSM) تشکیل داد. در دهه های اخیر، نظریه پردازان مختلف و بخصوص نظریه پردازان رفتاری نگر، به مخالفت با این دیدگاه پرداخته اند. انتقاد اصلی آنها متوجه این نکته است که روان آزردگی به گسترده وسیعتر از آنچه در وضع کنونی، تحت عنوان اختلالهای اضطرابی مشخص می شود، پوشش می دهد و بلاخره باید گفت که اضطراب را نمی توان در قلمرو آنچه تحت عنوان روان آزردگی مشخص می شود، محدود کرد. چرا که چنین احساس نه تنها در افراد بهنجار وجود دارد، بلکه بیماران افسرده و روان گسیخته نیز از این حالت رنج می برند. امروزه در حد خطوط کلی می توان گفت که اختلالهای اضطرابی به مجموعه ای از اختلالها پوشش می دهند که اضطراب یکی از نشانه­های آن است (دادستان، 1384).

 

 2-3-2اضطراب

اضطراب به منزله بخشی از زندگی هر انسان، در همه افراد در حدی اعتدال آمیز وجود درد در این حد، به عنوان پاسخی سازش یافته تلقی می شود (دادستان، 1384). اضطراب از نشانهای طبیعی رشد، تغییر یافتن، تجربه چیزهای جدید و یافتن هویت به معنی زندگی است (کاپلان و سادوک، 1998). اضطراب به عنوان بخشی از زندگی روزمره ی هر انسان، یکی از مولفه های ساختار شخصیت وی را تشکیل می دهد که در برخی از مراحل زندگی انسان، برجسته تر از سایر دورانهاست. می توان گفت که اضطراب در پاره­ای مواقع سازندگی و خلاقیت را در فرد ایجاد می کند. امکان تجسم موقعیتها و سلطه بر آنها را فراهم می آورد و یا آنکه وی را بر می­انگیزد تا به طور جدی با مسئولیتهای مهم مواجه شود (دادستان،1384). از سوی دیگر اضطراب کیفیت نجات دهنده زندگی را دارد و هشداری برای آسیب بدنی، درد، درماندگی، ناکام ماندن نیازهای اجتماعی و جسمی، جدایی از افراد محبوب، تهدیدی برای مقام و موقعیت و بلاخره تهدید یکپارچگی و تامین شخص است (کاپلان و سادوک، 1998). برعکس اضطراب مرضی نیز وجود دارد که سر منشا بسیاری از اختلالات قرار می گیرد و موجبات ناسازگاری انسان را فراهم می سازد. اضطراب مرضی، اضطرابی است مداوم، بیش از حد و مکرر. بنابراین اگر اضطراب از نظر فراوانی، شدت و مدت حالت افراطی داشته باشد به اضطراب مرضی تبدیل می شود (دادستان، 1384). در این صورت نه تنها نمی توان پاسخ را سازش یافته دانست، بلکه باید آن را به منزله منبع شکست، سازش نایافتگی و استیصال گسترده ای تلقی کرد که فرد را از بخش عمده ای از امکانات محروم می کند (کاپلان و سادوک، 1998).

 

 3-3-2مفهوم اضطراب

برای اضطراب تعاریف گوناگونی ارائه شده است که تقریبا همه آنها دارای مبنا و اساس مشترکی هستند برخی از تعاریف به شرح است:

بالا گرفتن تحریکات اعم از بیرونی واقع شده و فرد در مهار کردن آنها ناتوان است (چاپلین،1975).

– اضطراب به منزله حالت هیجانی توام با هوشیاری مستقیم نسبت به بی معنایی، نقص و نابسامانی جهانی است که در آن زندگی می کنیم (ربر،1985).

– نگرانی پیشاپیش نسبت به خطرها یا بدبختیهای آینده، توام با احساس بی لذتی یا نشانه های بدنی تنش، منبع خطر پیش بینی شده می تواند درونی یا بیرونی باشد (DSMIV،1994)

– اضطراب عبارتست از آگاهی از اینکه سیستم ساختمانی فرد برای تعبیر و تغییر حوادث و رویدادهای مهم ناتوان و بی کیفیت است (نیک یار،1378).

– یک ترس را یک خطر قابل پیش بینی می­داند و واکنش هیجانی آن را اضطراب می پندارد. از نظر یک اضطراب ارزیابی اشتباه یا عدم ارزیابی از آینده است (فری، 2000).

– اضطراب یک احساس منتشر، بسیار ناخوشایند و اغلب مبهم دلواپسی است (پورافکاری،1384).

– اضطراب یک علامت هشدار دهنده است، خبر از خطری قریب الوقوع می­دهد و شخص را برای مقابله با تهدید آماده می سازد. اضطراب واکنش به خطری نامعلوم، درونی، مبهم و از نظر منشا با تعارض همراه است (پورافکاری،1384).

 

 4-3-2انواع اضطراب

اضطراب به طور کلی با انتظار وقوع یک پیشامد ناگوار مشخص است و می­تواند به اشکال مختلف ظاهرشود.

1-اضطراب موقعیتی: گروهی از واکنشهای مربوط به محرکها و موقعیت های استرس آمیز مثل: امتحان، اعمال جراحی ونظایر آن است.

2-اضطراب فراگیر: در این اضطراب بیمار تقریبا به طور مداوم در یک حالت نگرانی خفیف قرار دارد. این نوع اضطراب تقریبا به هر وجه زندگی و سلامت جسمی و روانی بیمار ممکن است مربوط گردد.

 

3-اضطراب تروماتیک: نوع خاصی از اضطراب است که در بازماندگان اتفاقات وحشتناک و غیرمنتطره مثل: سوانح طبیعی (سیل، زلزله) و یا پس از بمباران و تصادفات شدید مشاهده می شود (دادستان، 1383).

. Cullen

. Bootzin

. Diagnostic and Statistical manual of mental Disorders (DSM)

. anxiety

. Kaplan & Sadock

. abnormal

. freqancy

. intensity

. duration

. Chaplin

. Reber

. Free

. situational anxiety

. free Flooting Anxiety

. traumatic Anxiety