تحقیقات  داخلی و خارجی

تحقیقات انجام گرفته داخلی درباره بخشش و عاطفه

بساک نژاد و همکاران1391) طی پژوهش با عنوان ” الگوی علی رابطه بین سبکهای مقابله و عاطفه مثبت و منفی با بخشش در دانشجویان دانشگاه چمران اهواز بر روی 351 نفر( 208 دختر و 143 پسر) به روش تصادفی مرحله ایی به این نتیجه دست یافت که عاطفه منفی با بخشش رابطه منفی و عاطفه مثبت با بخشش رابطه مستقیم و مثبت دارد.

بساک نژاد و همکاران (1389) در پژوهشی به بررسی رابطه بخشش و بهزیستی روانشناختی با توجه به نقش واسطه ایی عواطف در دانشجویان پرداخت. نمونه در این پژوهش 352 نفر به روش تصادفی چند مرحله یی از بین دانشجویان دانشگاه شهید چمران انتخاب شد. نتیجه نشان داد که بخشش با عاطفه مثبت رابطه معنی دار و با عاطفه منفی رابطه منفی دارد.

پژوهش کیانی و خدابخش (1392) با عنوان بررسی نقش عفودر اسلام و بهزیسی روانشناختی دانشجویان که نمونه آن 243 دانشجو (113 پسر و 130 دختر) ساکن خابگاه دانشگاه  تهران بود، نشان داد که عفو با سلامت و بهزیستی روانشناختی، همبستگی مثبت و معنی دار دارد.

بررسی لواف پور نوری و همکاران (1391) با عنوان بررسی اثر بخشی بخشایش درمانی گروهی در کاهش پرخاشگر نوجوان پرخاشگر 11 تا 13 ساله شهرستان دزفول، که حجم نمونه آن شامل 30 دانش آموز 11تا 13 ساله بود ، حاکی از آن بود که بخشش درمانی گروهی بطور معنی داری پرخاشگری جسمی، پرخاشگری کلامی، خشم وخصومت را کاهش می دهد.

در مطالعه ایی با عنوان نقش هوش هیجانی و هوش معنوی در پیش بینی بخشودگی دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی در سال 88-89 بر روی 230 دانشجو به روش تصادفی چند مرحله ایی یافت ها بیانگر این بود که هوش هیجانی بطور معنی داری بخشودگی خود و بخشودگی دیگران را پیش بینی می کند( امانی و همکاران، 1390) .

پژوهش سهرابی (1391) با عنوان اثر بخشی برنامه درمانی خود بخشودگی بر مبنای مفاهیم قرآنی بر کاهش افسردگی زنان مطلقه که بر روی 20 نفر به صورت آزمایشی انجام گرفت نتایج حاکی از آن بود که افزایش خود بخشودگی باعث کاهش افسردگی می شود.

تحقیق کاظمی (1388) با عنوان تأثیر آموزش بخشش درمانی بر کنترل خشم در دختران نوجوان بر روی 50 نفر به روش تصادفی چند مرحله ایی نشان داد که آموزش بخشش درمانی بر کنترل خشم دختران نوجوان موثر است.

کیوان زاده و همکاران(1387) رابطه بین عفو و گذشت و سلامت روان را در دانشجویان علوم پزشکی ایران و تهران بررسی کرد. یافته ها نشان داد که دانشجویان دارای عفو و گذشت بالادر بعد رفتاری افسردگی، اضطراب و مشکلات روابط بین فردی پایین تری داشتند همچنین دانشجویان دختری که از عفو و گذشت بالا در بعد عاطفی برخوردار بودند نیز خصومت کمتری را نشان داند و نمونه شامل 350 دانشجوی پزشکی از دانشگاه های علوم پزشکی ایران و تهران بودند.

عسکری و همکاران (1391) به بررسی رابطه باورهای مذهبی و شادکامی با بخشودگی در دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز پرداخت و نشان داد که بین باورهای مذهبی و بخشش همچنین بین شادکامی و بخشودگی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد. تعداد نمونه 300 دانشجو بود که به روش تصادفی طبقه ایی انتخاب شد.

پور اسمعلی  و همکاران (1391) طی پژوهش بر روی 430 نفر( 201 پسر و 229 دختر) از دانشجویان کارشناسی دانشگاه تبریز که به روش نمونه گیری تصادفی نسبی انتخاب شده بودند نشان داد که روانرنجور خویی و وجدانی بودن بطور منفی و سازگاری به صورت مثبت قادر به پیش بینی معنی دار بخشش هستند .

محمدی (1391 ) با تحقیق بر روی دانش آموزان سال سوم متوسطه شهر اردبیل در سال تحصیلی 90-91 و انتخاب 354 دانش آموز به عنوان نمونه به روش تصادفی خوشه ایی چند مرحله ایی نشان داد که بین خود بخششی و عواطف مثبت و منفی و تعلل ورزی تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد.

نتایج پژوهش زاهد بابلان و همکاران (1390) بر روی 6400 دانشجوی دانشگاه محقق اردبیلی که به روش نمونه گیری خوشه ایی 120 دانشجو انتخاب شد ، بیانگر این بود که بخشش و سرسختی روانشناختی نقش مهمی در امید دانشجویان دارد و بین امید با سرسختی و امید با گذشت رابطه معنادار وجود دارد.

پژوهش احتشام زاده و همکاران (1387) نشان داد که برونگرایی و رو ان نژندی و بخشودگی و راهبردهای مقابله اسلامی و شادکامی همبستگی چند گانه وجود دارد. در این پژوهش جامعه آماری کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی اهواز و دانشگاه شهید چمران اهواز بود و نمونه 400 دانشجو (206 نفر از دانشگاه آزاد و 194 نفر از دانشگاه شهید  چمران ) و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ایی بود.

تحقیقات خارجی انجام گرفته درباره بخشش و عاطفه

لاو و چاپمن (2014) تأثیر نشخوار خشم و افسردگی را بر عوامل مرتبط با تجارب خودآگاهی (شرم، سرزنش خود و بخشودگی خود) و عواطف منفی در میان افراد با سطوح متفاوت اختلال شخصیت مرزی بررسی کرد . نمونه شامل 120 شرکت کننده با اختلال شخصیت مرزی بود، یافته ها نشان داد نشخوارخشم و افسردگی عواطف منفی را افزایش و عواطف مثب را کاهش می دهد همچنین بر تجارب خودآگاه مؤثر است .

کلی و همکاران (2013) نشانگان افسردگی و نیازهای فردی را به عنوان واسطه بخشش و رفتار خودکشی در میان بیماران مراقبتی اولیه روستایی مطالعه کردند. نمونه 101 بزرگسال استخدام در یک کلنیک روستایی بود، یافته ها بیانگر این بود نشانه های افسردگی و بخشش خود بر رفتار خودکشی اثر غیر مستقیم دارد همچنین نشانه های افسردگی به عنوان یک میانجی اثر غیر مسقیم بر بخشش خود و دیگران دارد .

پارک و همکاران (2013) درمان مبتنی بر عفو و بخشش را برای قربانیان پرخاشگری نوجوان زن کره جنوبی بکار بردند، نمونه شامل 48 زن قربانی پرخاشگری نوجوان (سن 12 تا 21 سال )بود،یافته نشان داد بخشش کاهش قابل توجهی در خشم، اسناد خصمانه، تجاوز و بزهکاری دارد.

برنت و همکاران (2009) نقش واسطه ایی نشخوار، همدلی و بخشش را در رابطه سبک دلبستگی اینزورث و نشانگان افسردگی مطالعه کردند . در این بررسی نمونه 221 (141زن و 80 مرد) بود. نتایج بیانگر این بود که بخشش نقش واسطه ایی بین نشانگان  افسردگی و دلبستگی اینزوت دارد.

پژوهش لاولر- روو و همکاران (2008) نشان داد گذشت به طور منفی با خشم رابطه دارد، در سطح هیجانی گذشت باعث کاهش احساسات منفی مانند خشم و نفرت می شود ( مالکوم و گرین برگ، 2000)، گذشت با کاهش خشم، افسردگی و اضطراب رابطه دارد ( هویت و همکاران ،  2000؛ نقل از خجسته مهر و همکاران، 1388).

مک کالوگ و همکاران (2003) معتقد است افرادی که تجربه هیجانی منفی درباره حوداث مختلف دارند میل به بخشیدن در آنها کاهش می یابد. زیرا قادر به پذیرش عواطف مثبت و حذف احساسات منفی خود نیستند.

یافته های اونگ و ارکت (2006) نشان می دهند که عاطفه مثبت و بخشش رابطه مثبت و معنی داری با هم دارند. بنابراین عاطفه مثبت منجر به رضایتمندی و بخشش بیشتر در قبال حوادث منفی می گردد.

یافته های لاولر وپفیری (2006) در سربازان مبتلا به اختلال فشار روانی پس آسیبی نشان می دهد که عواطف مثبت منجر به احساس رضایت از زندگی، شکرگزاری و بخشش خواهد شد( بساک نژاد، 1391) .

هموند، بنکز و متیس(2006) معتقدند که بخشش با عواطف، شناختها و رفتارهای مثبت بروز می کند. وقتی فرد تصمیم می گیرد تا رفتارهای فرد خطا کار را ببخشد یک تغییر در تجربه عاطفی خود احساس می کند.

مطالعه ماگر و پری (1992) روی جمعیتهای مختلف از جمله افسران ویژه ارجاعی به مراکز مشاوره و افراد مطلقه نشان می دهد که بخشش بین فردی رابطه معکوسی با عاطفه منفی دارد ، برای بخشش نیاز است تا فرد آسیب دیده از پاسخهای عاطفی و هیجانی منفی رهایی یابد و پاسخهای هیجانی مثبت را در خود تقویت کند .

تنگنی و همکاران (1998؛ نقل از زندی پور و یادگاری، 1386) بین تمایل به بخشیدن دیگران و علائم افسردگی و خصومت رابطه منفی به دست آورده اند .

مطالعه فریدمن و انرایت (1996) نشان داده اند که علایم اضطراب، افسردگی و خشم در نتیجه بخشودگی کاهش می یابد.

مالتبی و دی و باربر(2004) طی پژوهشی بر روی  320 نفر 18 تا 50 ساله (153 مرد و 167زن ) مشاهده کردند که گذشت با دومؤ لفه سلامت روان یعنی عاطفه مثبت و خشنودی از زندگی رابطه مثبت دارد. بررسی ویتولت و واندرلان (2001، برگرفته از زندی پور و یادگاری، 1386) حاکی از آن بود که اشتغال ذهنی با تصور نبخشیدن، عاطفه منفی و استراتژیهای فیزیولوژیک را ایجاد می کند.

ساب کوویاک و همکاران (1995) در نوجوانان و والدین آنها دریافتند که نمرات کم در بخشش با افسردگی رابطه ندارد اما با اضطراب بیشتر رابطه دارد .

مشاهدات کلینیکی فیتزگیبونز، هانتر( 1978 ) و کافمن (1986) نشان دهنده این بود که مشاوره بخشودگی، خشم، اضطراب و افسردگی روانی را در مراجعان کاهش می دهد( زندی پور و یادگاری، 1386).

تامپسون و همکاران (2005 ؛ نقل از بیوگی و دیمر، 2010) به این نتیجه رسیدند که ارتباط مثبتی بین بخشش و عاطفه مثبت و انعطاف پذیری شناختی و حواس پرتی وجود دارد .

رانسلی (2004) در پژوهش نشان داد که بین بخشودگی و دو جبنه از سلامت روان یعنی عاطفه مثبت و رضایت از زندگی رابطه معنی دار وجود دارد. دی بالسیو و پراتوز (1993) پی بردند که بخشودگی به بهبود در روابط، ابراز مناسب خشم و التیام زخم های عاطفی کمک می کند( نقل از حیدری نژاد ، 1391).

دونسون و همکاران (2006 ؛ نقل از حیدری نژاد ، 1392) نیز از طریق برنامه های آموزشی با هدف افزایش میزان علل بخشش در گروه آزمایشی نشان دادند که این عامل افزایش معناداری در کاهش علایم اضطراب و افسردگی و افزایش میزان رضایت از زندگی و همدلی را باعث می شود. بخشش بین فردی در برگیرنده کاهش در پاسخهای منفی ( تلافی و بیزاری ) و افزایش پاسخهای مثبت (آشتی نسبت به خطا کار) می باشد(مک کالوگ و ورثینگتون ، 2000) .

هر دو نوع پاسخ در حالات متفاوت رفتاری ، عاطفی و شناختی برانگیخته می شود. در تحقیقات مک کالوگ (2001) تمایل بیشتر به بخشیدن در روابط عاطفی، رابطه مثبتی به احساس رضایتمندی در افراد دارد. احتمال بروز بخشش در شرایطی مانند زمانی که صدمه یا خطا غیرعمدی باشد، هنگامی که خطاکار عذرخواهی کرده باشد و یازمانی که پیامدهای آن از بین رفته باشد بیشتر انتظار می رود (مک کالوگ و پارگامنت ، 2000).

بنکه و مک درمید( 2004 ؛ نقل از بساک نژاد و همکاران، 1389) نشان داد که بخشش با متغییرهای مثبت گرا مثل عاطفه مثبت و بهزیستی روانشاختی رابطه دارد، همچنین بین بخشش و عاطفه منفی رابطه منفی وجود دارد ( توساینت و وب، 2005) .

مالتبی و همکاران (2007) گزارش می کند که ضریب همبستگی بین بخشش و شادی در محدوده بین 36/0 تا 56/0 می باشد.

الگوهای ارتباطی خانواده و عاطفه مثبت و منفی

تحقیقات داخلی

جوکار و رحیمی  (1386) به بررسی تأثیر الگوهای ارتباطی خانواده بر شادی در گروهی از دانش آموزان دبیرستانهای شهر شیراز پرداخت. جامعه آماری در این پژوهش 200 دانش آموز دبیرستانی شهر شیراز بود، که به روش خوشه ایی چند مرحله ایی تصادفی نمونه گیری شدند و یافته ها نشان داد که بین الگوهای ارتباطی از نظر میزان شادی تفاوت معنی داری وجود دارد .

خسروی (1389) در پژوهشی اثربخشی آموزش الگوی ارتباطی خانواده کثرت گرا را بر میزان شادی زوجین بررسی کرد جامعه آماری این پژوهش تمامی افراد مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر شیراز بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی 40 زوج انتخاب شدند یافته ها حاکی از آن بود که آموزش الگوی ارتباطی کثرت گرا در میزان شادی زوجین مؤثر است .

خسروی (1391) در بررسی رابطه الگوهای ارتباطی خانواده با سبکهای دلبستگی و هوش هیجانی و سلامت روانی به این نتیجه دست یافت که الگوی ارتباطی خانواده با جهت گیری همنوایی نشانه های جسمانی و اضطراب را پیش بینی می کند و جهت گیری گفت و شنود افسردگی را بطور مثبت و معنی دار پیش بینی می کند. در این پژوهش جامعه شامل کلیه دانش آموزان سال دوم متوسطه و تعداد 310 دانش آموز مقطع متوسطه (145 پسر وو 165 دختر) به شیوه نمونه گیری خوشه ایی چند مرحله ایی انتخاب شدند.

حجازی (1392) به بررسی رابطه باورهای اساسی و ادراک از روابط والدین با بهزیستی ذهنی دانش آموزان پرداخت به این منظور 655 دانش آموز دختر و پسر رشته های نظری از دبیرستانهای شهر تهران به روش خوشه ایی انتخاب شدند و یافته ها نشان داد که ادراک گرمی والدین و ادراک از حمایت والدین از خودمختاری با بهزیستی ذهنی رابطه دارد .

کوروش نیا و لطیفیان (1386) رابطه ابعاد الگوهای ارتباطات خانواده با میزان اضطراب و افسردگی فرزندان را بر روی 326 دانش آموز پایه دوم و سوم دبیرستانهای شیراز به روش تصادفی خوشه ایی چند مرحله ایی بررسی کردند نتایج بیانگر این بود که جهت گیری گفت و شنود خانواده پیش بینی کننده معنا دار  اضطراب و افسردگی فرزندان است و اضطراب و افسردگی آنها را بطور منفی پیش بینی می کند و جهت گیری همنوایی خانواده به طور معنی دار و مثبت اضطراب فرزندان را پیش بینی  اما پیش بینی کننده معنی داری برای افسردگی نیست.

خانجانی و همکاران (1390) در بررسی خود بر روی 375 دانش آموز دختر دبیرستانهای شهر تبریز با دامنه سنی 16-17 سال به این نتیجه دست یافت که افسردگی ارتباط منفی معنی داری با شیوه ی فرزند پروری اقتدار طلبی و نیز ارتباط مثبت معنی دار با شیوه فرزند پروری استبدادی دارد و ارتباطی بین افسردگی و شیوه فرزند پروی سهل گیر مشاهده نشد.

تحقیقات خارجی درباره الگوهای ارتباطی خانواده و عاطفه مثبت و منفی

هانگ (1999) در پژوهش گسترده ای پیامدهای شخصیتی الگوهای ارتباطی (عزت نفس، خودافشایی، خودپایی ، میل کنترل) یاد شده را بررسی نمود و نشان داد که گفت و شنود دارای  پیامدهای مثبت و بعد همنوایی در بیشتر موارد پیامدهای منفی به دنبال داشت.

در پژوهش دیگر نیز بعد گفت و شنود با عزت و نفس و حمایت اجتماعی رابطه مثبت ( کوئرنر و ماکی، 2004) و با اضطراب و افسردگی رابطه منفی (گودیکانست و نیشیدا ، 2001) از سوی دیگر بعد همنوایی با اضطراب رابطه مثبت (ساراسون و همکاران ، 1983) و با عزت نفس و حمایت اجتماعی رابطه منفی( کوئرنر و ماکی، 2004) نشان داده اند (جوکار و رحیمی ، 1386).

زنگ (2007) در مطالعات خود نشان داد که جهت گیری گفت و شنود با بیان مثبت و سازنده احساسات منفی همراه است در حالی که جهت گیری همنوایی با بیان منفی و خوب پرخاشگری و انزوا همراه است (خسروی، 1389) .

هاولز و رزنبام (2008) نشان داد که رشد خشونت در خانه بچه ها را برای بروز مشکلات رفتاری و عاطفی آماده می کند فرزندانی که از سوی والدین مورد خشونت و حمله قرار گرفتند، به طور معناداری از فرزندان خانواده های سالم، پرخاشگری و افسردگی بیشتری نشان می دهد.

بوتلر2 و همکاران (2007) نشان داده اند که بین بروز پرخاشگری فرزندان و نوع ارتباط بین نوجوانان و والدین قوی وجود دارد. میزان استبداد پدر در خانواده با بروز پرخاشگری فرزندان رابطه مستقیم دارد . هرچه استبداد در خانواده بیشتر باشد احتمال پرخاشگری فرزندان بیشتر می شود( حسینی ، 1388) .

عاطفه مثبت و منفی  و سایر موضوعات :

در بررسی زکی یی (1392) بر روی 350 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور هرسین با عنوان رابطه روانرنجوری خویی، برونگرایی ، عاطفه مثبت و منفی با اختلالهای روانی نتایج نشان داد که بین ویژگیهای شخصیتی روانرنجورخویی ، بروانگرایی و عاطفه مثبت و منفی با اختلالهای روانی رابطه وجود دارد .

گل پرور و همکاران (1386) در بررسی رابطه باورهای دنیای عادلانه برای دیگران و خود با سلامت  عمومی، رضایت از زندگی، عاطفه مثب و منفی و افکار خودکار که جامعه آماری آن 300 زن و مرد ساکن شهر اصفهان و روش نمونه گیری چند مرحله ایی بود به این نتیجه رسیدند که رابطه بین عاطفه مثبت و باورهای دنیای عادلانه برای خود منفی  و معنادار و رابطه بین عاطفه منفی و باورهای دنیای عادلانه برای خود و دیگران مثبت و معنا دار بود .

در یک بررسی بر روی 194 بیمار مبتلا به سندروم روده تحریک پذیر به این نتیجه دست یافتند که عواطف منفی به عنوان یکی از ابعاد شخصیت تیپ D در شدت علایم سندروم روده تحریک پذیر نقش دارد( باقربان سرآوردی و همکاران، 1390).

پژوهشی با عنوان رابطه بین انعطاف پذیری کنشی، عاطفه مثبت و منفی با خودکار آمدی و رضایت شغلی در کارکنان شهرداری اهواز نتایج حاکی از آن بود که انعطاف پذیری کنشی و عاطفه منفی پیش بینی کننده خودکارآمدی و رضایت از کار می باشند( مشعل پور، 1389).

 

 

جان و سریواستاوا (1998) در بررسی ارتباط پنج ویژگی اصلی شخصیت با عواطف مثبت و منفی به این نتیجه رسیدند که از میان پنج عامل اصلی شخصیت برون گرایی و نوروز گرایی پیش بینی کننده های اصلی طراز لذت هستند ( سلطانی زاده، 1387) .

بین حالتهای عاطفی منفی و مثبت و عوامل روانی اجتماعی مرتبط با سلامت را نیز بر مبنای ساختار زیست شناختی عوطف می توان مطرح کرد (استبتو، اودانل، مارموت و اردل، 2008؛ به نقل از بخشی و همکاران، 1388) .

یافته های ماچین و هور (2008) نشان می دهند که راهبردهای مقابله انطباقی رانندگان پیش بینی کننده عاطفه مثبت می باشند(بساک نژاد، 1391) .

نتایج  تحقیقات فردریکسون و توکد (2002؛ به نقل از مشعل پور و همکاران، 1389) گویای آن بود که صفت انعطاف پذیری کنشی با هیجانات مثبت دارای همبستگی مثبت و با هیجانات منفی مثل خشم و غمگینی دارای همبستگی منفی است .

لاپیکوس4 و همکاران (1996) پی بردند که باورهای دنیای عادلانه برای خود و نه برای دیگران ، باشاخص های بهزیستی روانی و ذهنی نظیر عاطفه مثبت مرتبط است( گل پرور، 1386) .

تحقیقات داخلی درباره الگوهای ارتباطی خانواده و بخشش

ناهید پور و همکاران (1390) با بررسی 200 زوج از زوجهای مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر کرج به روش نمونه گیری در دسترس نشان داد که بین تعارضات زناشویی و بخشش رابطه معنادار وجود دارد.

زندی پور و یادگاری (1386) رابطه بخشش با رضایت از زندگی را در بانوان دانشجوی متأهل غیر بومی دانشگاههای تهران بررسی کردند که در این پژوهش 200 دانشجوی زن متأ هل ساکن در خابگاههای متاهلان دانشگاههای دولتی تهران در رشته های علوم انسانی انتخاب و نتایج پژوهش نشان داد که بین بخشش و رضایت از زندگی همبستگی مثبت وجود دارد .

پناهی سردی( 1391) در بررسی رابطه بین هوش هیجانی و بخشودگی با رضایت زناشویی در بین زوجین متقاضی طلاق و عادی شهر تبریز، نشان داد که بین بخشودگی و هوش هیجانی با رضایت زناشویی در گروه زنان و مردان متقاضی طلاق و عادی رابطه معنادار وجود دارد .

پژوهش زارعی (1392) با عنوان رابطه جهت گیری دینی، بخشودگی و تعارض زناشویی حاکی از آن بود که بین تعارض زناشویی و بخشودگی رابطه منفی معنادار وجود دارد.

امیدوار (1390) در بررسی تأثیر مؤلفه های بخشش بر اساس مدل مالت و معنویت بر رضایت زناشویی که بر روی 260 نفر معلمان متأهل تمامی مقاطع شهرستان نمین انجام شد و روش نمونه گیری خوشه ایی – چند مرحله ایی بود نتایج بیانگر این بود که بین مؤلفه های بخشش بارضایت زناشویی رابطه مثبت معنی دار وجود دارد.

افخمی و همکاران (1386) در مطالعه رابطه بین میزان بخشودگی و تعارض زناشویی زوجین در استان یزد به این یافته دست یافت که بین تعارض زناشویی و بخشودگی رابطه وجود دارد . جامعه آماری  شامل کلیه زوجین استان یزد و نمونه شامل 30 زوج بود که به روش نمونه گیری  در دسترس گزینش شدند.

پژوهش گیوکی و داودی (1388) نشان داد که بین بخشودگی و رضایت زناشویی، سطح تحصلات و طول مدت زناشویی رابطه معناداری وجود دارد .

احتشام زاده و همکاران (1389) در پژوهش با عنوان ” رابطه بخشودگی، کمال گرایی و صمیمیت با رضایت زناشویی در جانبازان و همسران آنها ” نتایج بیانگر رابطه چندگانه بین بخشودگی ، کمال گرایی و صمیمیمت با رضایت زناشویی بود و بخشودگی بهترین پیش بینی کننده میزان رضایت زناشویی زوجین بود. جامعه آماری زوجین جانباز شهر اهواز و نمونه شامل 600 نفر (300 جانباز و 300 همسر جانباز) ساکن در منطقه 4 اهواز بود که به روش نمونه گیری خوشه ایی تصادفی گزینش شدند .

خجسته مهر و همکاران (1388) نشان داد که کیفیت مثبت زناشویی به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق اسنادهای علی و مسئولیت پذیری باعث افزایش گذشت می شود و گذشت باعث کاهش پرخاشگری در میان همسران می شود .

 

 

 

 

 

تحقیقات خارجی در مورد  الگوهای ارتباطی خانواده و بخشش :

سهرابی و همکاران (2013) به بررسی نقش واسطه ایی سبکهای دلبستگی در رابطه بین بخشش و رضایت زناشویی پرداختند نمونه شامل 38 دانشجوی متأهل مرد بودند که بوسیله نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند جامعه شامل دانشجویان متأهلی بودند که در خابگاه متاهلین دانشگاه علامه طباطبایی اقامت داشتند . یافته ها نشان داد که نزدیک 46% واریانس متغیر رضایت زناشویی بوسله سبک دلبستگی و سطح بخشش پیش بینی می شود وضریب همبستگی 67/ بدست آمد.

سان چانگ (2014) در بررسی نقش واسطه ایی نشخوار، همدلی و بخشش در رابطه بین سبک دلبستگی و رضایت زناشویی نشان داد که سبک دلبستگی از طریق تمایل بخشش رضایت زناشویی را باعث می شود نمونه در این پژوهش معلمان متاهل کره ایی بودند .

فیینچام و بیچ (2005) در پژوهش به این نتیجه رسیدند که بخشودگی در زوجین، کیفیت مراقبت از یکدیگر، پرخاشگر و رضایت زناشویی را پیش بینی می کند.

فینچام، پلیری و رگالیا (2005) به بررسی نقش روابط زوجین بر ارتقاء سطح بخشودگی توسط آنان پرداختند و به این نتیجه رسیدند که بین کیفیت روابط و بخشودگی رابطه وجود دارد.

باکوس5 (2009) در پژوهشی رابطه بین بی حرمتی ، بخشودگی  و کیفیت رضایت زناشویی در دوران بارداری را بررسی کرد . نتایج نشان داد که کیفیت روابط زناشویی که شامل رضایت زناشویی و عشق بود با بخشودگی همسر در زنان و مردان مرتبط است .

فینچام و همکاران (2006) در بررسی بخشودگی در زمینه روابط زناشویی نشان داد که ارتباط مثبتی بین بخشودگی و کیفیت رابطه و رضایت زناشویی وجود دارد. در این پژوهش نمونه 154 زوج متاهل بود.

 

– Law, Chapman

– Kelly

Park

-Burnete

-Lavler

-Malcoim , Greenberg

Hoyt

– Ong.Orccut

– Lawter ., Piferi

– Hammond , Banks , Mattis

Mauger .perry

– Tangney

– Freedman , Enright

– Witvliet , Vanderlaan

Subkoviak

– Fitzgibons , Hunter

Kaufman

Forgiveness counseling

– Thompson

Bugay , Demir

– Ransely

-Dibalsiue

– Pargament

-Benke , Macdermid

Toussaint , Webb-[25]

-Huang

-Koermer , Maki

– Gudykusnst , Nshide

– Sarason

– Zhang

– Howells -ROsenbaum

-John , Srivastava

– Machin , Hoare

-Fredrickson , Tugad

– Sohrabi, Aghapour,Rostami

– Sun-Chung

3-Fincham , Beach

4-Paleri , Recalia

5-Backus