تعارض والدین

2-1-1- تعریف تعارض

در فرهنگ لغات فارسی، تعارض به معنای متعرض و مزاحم یکدیگر شدن، باهم خلاف کردن و اختلاف داشتن معنی شده است. رابینز در تعریفی می‌گوید: «تعارض فرآیندی است که در آن، شخص الف به طور عمدی می‌کوشد تا به گونه‌ای بازدارنده و سبب ناکامی شخص در رسیدن به علایق و اهدافش گردد». وی توضیح می‌دهد که در این تعریف، مفاهیم ادراک یا آگاهی ، مخالفت، کمیابی  و بازدارندگی  نشان دهنده ماهیت تعارض هستند. سایر وجوه مشترک تعریف‌های واژه تعارض عبارت از مخالفت، نزاع، کشمکش، پرخاشگری و آشوب است(فرهنگی،1378). در زندگی شخصی و اجتماعی انسان تعارض، امری غیرقابل اجتناب به نظر می رسد – در بهترین حالت، «اختلال آمیز» و در بدترین حالت، به طرز وحشتناکی «مخرّب» است در واقع تعارض می تواند به صورت مثبت به کیفیت روابط و هم به رشد تعارض بینجامد(باباپور،1385). وقتی رادیو یا تلویزیون را روشن می کنیم، تعارض های موجود در جهان به منزلمان وارد می شود. گزارش اخبار به توصیف منازعه کارگران علیه مدیران و دولت مردان، نهادهای دولتی علیه یکدیگر، احزاب و گروه های سیاسی در قبال هم، اعتصاب آموزگاران و … می پردازد. وقتی به نشریّات مراجعه می کنیم با آمار بالای اختلافات زناشویی که به طلاق ختم می شوند و فاصله ای که در بسیاری از خانواده ها میان والدین و فرزندان ایجاد شده است و «شکاف بین نسل ها » نامیده می شود، مواجه می شویم. و سرانجام، معمولی ترین و پایدارترین منبع اختلاف در جامعه، توزیع متفاوت و نابرابر دارایی های دولت است. این منبع اساسیِ تمایز اجتماعی، در جامعه ما کاملاً مشهود است(پولتون، ترجمه ی سهرابی، 1387). در مکتب بروکراسی تعارض در نتیجه خلقیات ناپسند انسانی نظیر ترسویی، بی انضباتی، کودنی، گیجی، زیاده خواهی و…پدید می آید و در صورت اجرای دقیق قوانین و مقررات ،تقسیم کار بر اساس تخصیص و رعایت سایر اصول بروکراسی تعارض پدید نخواهد آمد (میرکمالی ،1381).

از نظر گلاسر(1998؛ به نقل از نعیمی، 1393) تعارض زناشویی ناشی از ناهماهنگی زن و شوهر در نوع نیازها و روش ارضای آن، خودمحوری، اختلاف در خواسته ها، طرحواره های رفتاری و رفتار غیرمسئولانه نسبت به ارتباط زناشویی و ازدواج است. تعارض زمانی به وجود میآید که یکی از طرفین رابطه احساس کند طرف مقابلش بعضی از مسائل مورد علاقه او را سرکوب میکند. تعارض هنگامی رخ میدهد که چیزی رضایت را برای شخص فراهم کرده، در حالی که همان چیز برای دیگری محرومیت را به دنبال آورد. درمانگران سیستمی، تعارض را هر نوع تنازع بر سر تصاحب پایگاهها و منابع قدرت که در جهت اخذ امتیازات دیگری و افزایش امتیازات خود بروز میکند، میدانند. بدیهی است که طرفین نزاع قصد دارند به طرف مقابل خود آسیب برسانند، تاکتیکهای او را خنثی و بالاخره از صحنه بیرون کنند. بنابراین وجود تعارض زناشویی ناشی از واکنش نسبت به تفاوتهای فردی و جنسیتی است و گاهی آن قدر شدت می یابد که احساس خشم، خشونت، کینه، نفرت، حسادت و سوءرفتار کلامی و فیزیکی در روابط زوجین حاکم میشود و به شکل حالات تخریبگر بروز میکند(یونگ ، 1999).

دیدگاههای جنسیتی در ایجاد تفاوتهای نقشی میان زوجین و در نتیجه بروز تعارضات تأثیر بسزایی دارند. بنابراین در ازدواج باید فرض را بر این گذاشت که بروز تعارض جزئی از رابطه زناشویی و زندگی مشترک است، زن و شوهر باید با توجه به دیدگاههای جنسیتی چگونگی حل این تعارضها را بیاموزند تا بتوانند خانواده را حفظ کنند(گاتمن 1979؛ به نقل نوتاریوس، 2011).

 

2-1-2- دیدگاه های تعارض زناشویی

آنچه که تعارض را ایجاد می کند ، وجود نظرات مختلف و بدنبال آن سازگاری یا ضد و نقیض بودن آن نظریات است .درک نظریات مختلف کمک می کند تا شیوه های مناسبی  را برای حل تعارض انتخاب کنیم. در طول سالهای اخیر ، سه نظریه  متفاوت در مورد تعارض مطرح شده است.

2-1-2-1- دیدگاه سنتی:

ازتعارض باید گریخت چراکه کارکردهای زیانباری در درون سازمان بجای خواهدگذاشت . دراین دیدگاه تعارض با واژه هایی چون ویران سازی،تعدی،تخریب،بی نظمی مترادف است لذا باید ازآنها دوری جست.
دیدگاه روابط انسانی : تعارض پدیده ای غیرقابل اجتناب وطبیعی است ونمی توان آنرا حذف کرد .باید با تعارض را فراگرفت ودرصورت امکان آنراحل وفصل کرد ( رستمی و آقایار،۱۳۸۹).

 

2-1-2-2- مشکلات زناشویی از دیدگاه شناختی- رفتاری:

رویکرد شناختی – رفتاری به مشکلات زناشویی، کنش ورزی های منفی و نارسایی ارتباطی و شناخت ها (چشم داشت ها، اسناد ها، باورها و خطاهای شناختی) را خاستگاه اختلاف ها و تعارض های زناشویی می داند و بر جنبه های عملی رابطه ، مانند مشارکت و تقسیم حقوق و وظایف ، توانایی گفت و گوی دو سویه، بر قراری پیوندهای شفاف، کفایت و قابلیت پیش بردن و هدایت رابطه تأکید می کند ( کرو و ریدلی، 1990). این مداخله ها، برای افزایش رفتارهای مثبت و خوش آیند، بهبود پیوند، ایجاد مهارت های حل مسئله ، حرکت در راستای حل مسائل جنسی، دگرگون سازی الگوهای زیان بخش یا مخدوش فکری که ممکن است همسران داشته باشند، پیدا کردن راه هایی برای جلوگیری از تشدید تعارض های تخریبی، و  کوشش برای دگرگون سازی الگوهای گسترده تر رفتاری که موجب اختلاف های زناشویی می گردد انجام می شود ( هاوتون و همکاران، 1999).

2-1-2-3- تعارضات زناشویی از دیدگاه تحولی

از دید تحولی، تعارض زناشویی اساسا” از یک زوج به زوج دیگر نه فقط با توجه به مسایل خاصی که حول آنها تعارض شکل گرفته است بلکه به گو نه اي مهمتر با توجه به طول عمر و شدت تعارض متفاوت است (گه رن، 1987؛ به نقل از بهاری، 1390). در رویکرد تحولی آنها به تعارض زناشویی، زوجها چهار مرحله را طی می کنند که در مرحله اول که موسوم به مخالفت اولیه است هر دو زوج از خانواده خوش کارکردي میآیند که فقط استرس اندکی داشته اند. در این دوره برنامه هاي آموزشی و پیشگیرانه موسوم به آموزش سیستمهاي خانواده توصیه می شود. در مرحله دوم یا تعارض تکرار شونده، درمانگر با حرکت کردن مستقیم به سمت تعارض زناشویی روي راههاي حفظ رابطه یا آمیزش عاطفی یا هردو کار می کند. این ساختار موجب کاهش برانگیختگی هیجانی و اضطراب زوج ها می شود تا دوباره توجه شان را روي خود متمرکز کنند. مرحله سوم یا تعارض شدید ویژه زوجهایی است که ادامه ازدواج را بازي مرگ و زندگی می دانند، مداخلات سیستمی در این مرحله می توانند مفید باشند، و سرانجام، در مرحله چهارم یا رابطه تشدید یافته زوج ها که مشخصه بارز آن “گرفتن وکیل” توسط یکی یا هر دو زوج است، درمان رابطه کارساز نیست و درمان فردي هر یک از زوجها و کمک به اطرافیان آنها مانند والدین و فرزندان، درمان ارجح است. در این مرحله، طلاق می تواند ابزاري براي مدیریت تعارض باشد که موجب آرامش – خاطر شده و به ناراحتی و خصومت خاتمه می دهد(براون، 1988؛ به نقل از یاکلین  و همکاران، 2010).

1 Perception

2 Opposition

 3Scarcity

4  Blokage

5  Generation gap

Glasser

Notaruos

1  Crowe.  & Ridley

Hotton & etal

Yalcin & et al