دین و سبک زندگی

بنیان الگوهای موجود در سبک زندگی را، همان شالوده فرهنگ و شاخص های آن تشکیل می دهد، زیرا فرهنگ به عنوان مجموعه ای درهم تنیده و رو به تکاملی از ویژگی های خاص زندگی اجتماعی انسان، هم شامل ارزش های مورد توجه اعضای یک جامعه یا گروه معین و هنجارهایی که از آن پیروی می کنند، می شود و هم کالا های مادی که اعضای جامعه تولید می کنند و نیز رفتار آدمی در چگونگی بهره برداری از آنها را در بر می گیرد. بر این اساس می توان گفت فرهنگ با سبک زندگی هم پوشانی دارد و در واقع، سبک زندگی، بخشی از فرهنگ یا لایه های آشکار آن را تشکیل می دهد. خود فرهنگ نیز از عوامل متعددی اثر می پذیرد که مهم ترین آن، دین و آموزه های وحیانی است. دین به مثابه نوعی هدایت الهی که ابزار سرپرستی سعادت بشر در تمام شئون فردی، اجتماعی و تاریخی به شمار می آید، دگرگونی  و آثار ژرف و گسترده ای در اندیشه و روح انسان ها پدید می آورد. در پرتو این دگرگونی که نظام شناخت ها و باورها، ارزش ها و گرایش ها، و رفتار ها و کنش های انسان را در برمیگیرد، استعدادهای درونی وفطری بشر شکوفا و هدایت می شود و در مسیری خاص به تکامل می رسد( فاضل قانع،1391).

پس در رابطه ای طولی می توان گفت دین، فرهنگ جامعه را شکل می دهد و فرهنگ نیز، نظام معنایی خاصی را برای زندگی فردی و اجتماعی تعریف می کند که سرچشمه و خاستگاه مجموعه درهم تنیده ای از الگوهای خاص برای زندگی است و یک کل منسجم و متمایز را در قالب سبک زندگی پدید می آورد(همان).

سبک زندگی از دیدگاه اسلام، به مجموعه ای از موضوعات مورد قبول اسلام در عرصه زندگی اشاره دارد که بر اساس آن، معیار رفتار ما باید مبتنی بر اسلام و آموزه های اسلامی باشد. خدامحوری و حاکمیت ارزش های اسلامی در زندگی از مهم ترین معیار های سبک زندگی مورد تایید اسلام و رهنمودهای قرآنی می باشد(مصباح یزدی،1392؛ به نقل از افشانی و همکاران،1393).

اگر بخواهیم وجوه گوناگون سبک زندگی اسلامی را در چهارچوب آموزه های دینی اسلام، مطالعه و وضعیت هنجاری و شایسته آن را از این آموزه ها استنتاج کنیم، باید به بررسی جنبه های متعدد و متنوع سبک زندگی در سه سطح کلی نگرش، گرایش و کنش بپردازیم. بخش نگرش ناظر بر مجموعه ای نظام مند از باورهای دینی است که هویت انسان بر اساس آن تعریف و ترسیم می شود. بخش گرایش حاکی از ارزش ها و هنجار هایی است که به سلیقه و توانایی ترجیح افراد و گروه های اجتماعی جهت می دهد. بخش کنش نیز مشتمل بر الگوها و شیوه های رفتار های عینی برگرفته از آموزه های اسلامی است. بدین ترتیب، سرمایه ی فرهنگی برآمده از جهان بینی توحیدی و نظام معنایی دین اسلام، در کنار نمادهای آیینی و شعائر دینی، می تواند مجموعه ی پیروان اسلام را به صورت منسجم در شکل دهی ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و سلایق و ترجیحات برآمده از آن یاری دهد. البته این موضوع می تواند به شکل گیری الگوهای ویژه ای برای زندگی بینجامد و نوعی از سبک زندگی دینی را پدید آورد(صدیق سروستانی و هاشمی، 1381،ص 150). در ادامه الگوهایی از سبک زندگی اسلامی بیان می شوند.

2-7- الگوهای اسلامی برای سبک زندگی

1-اعتدلال: اعتدال به معنای میانه روی و عدم انحراف به سوی افراط یا تفریط است، در تشریع احکام فردی و اجتماعی اسلام کاملا مورد توجه بوده و بر همین اساس، قرآن کریم، امت اسلام را امت میانه و وسط نامیده است(بقره:143). از جنبه های میانه روی در خصوص الگوهای مناسب برای سبک زندگی اسلامی می توان به: اعتدال در عبادت، گفتار، خوراک، پاسخ گویی به غریزه ی جنسی و در مناسبات اجتماعی اشاره کرد(فاضل قانع،1391).

2- دعوت اسلام به حضور در اجتماع: نخستین انحراف در جهان اسلام و یا یکی از نخستین انحراف ها، عزلت برخی از مسلمانان بود که پیامبر خدا (ص) به شدت با آن مخالفت کردند. پیامبر در حدیثی می فرمایند: اقربکم منی غدا فی الموقف…اقربکم من الناس. یعنی نزدیک ترین شما به من در ایستگاه قیامت…نزدیکترین شما به مردم است(اسفندیاری،1388،ص38).

برپایه ی احادیث می توان گفت که بر مسلمانان واجب است که در اجتماع باشند و نه در اعتزال؛ با دیگران الفت بگیرند و نه از دیگران عزلت؛ برونگرا باشند نه درون گرا؛ تقوای ستیز داشته باشند نه تقوای گریز؛ مسئولیت پذیر باشند و نه مسئولیت گریز؛ دل در اجتماع داشته باشند و نه سر در گریبان(همان،ص40).

یکی از سه نوع وظیفه ی هر مسلمان، وظیفه اش در برابر مردم است. بنابراین انزوا و غیبت اجتماعی مساوی ست با شانه خالی کردن از وظایف در برابر مردم. و شانه خالی کردن از آن، مساوی است با تن زدن در برابر وظایف خداوند(همان).

3-خرافه ستیزی: تقلید کورکورانه از آیین ها و آداب و رسوم فرهنگی و اجتماعی و گرایش به خرافه از عواملی است که از سهم و نقش آدمی در زندگی خود می کاهد. شیوع اجتماعی این رویکرد، به حاکمیت دیدگاه جبرگرا در جامعه می انجامد که بر اساس آن، آدمی آنچه را به عهده او نهاده شده، به دیگرانی در روی زمین و زمان احاله می دهد”(همان).

در آموزه های اسلام تاکید گردیده که برای هر پدیده، سبب و علتی خاص قرار داده شده، تا ما دست به دامان شانس و اتفاق و خرافه هایی از این دست نشویم. صادق آل محمد(ع) در این زمینه می فرمایند:

ابی الله ان یجری الاشیا الا باسباب فجعل لکل شی سببا، و جعل لکل سبب شرحا و جعل لکل شرح علما…

خداوند متعال، خودداری فرموده که کارها را بدون اسباب فراهم آورد. پس برای هر چیز سبب و وسیله ای قرار داد…(همان).

4-شیوه ی گذراندن اوقات فراغت: می توان اوقات فراغت را مجموعه ای از زمانها برای تفریح یا توسعه توانایی های فردی در طول زندگی تعریف کرد که افراد با دور شدن از ضرورت های شغلی، خانوادگی و اجتماعی، برای تامین رضایت خاطر خود برمی گزینند.اگر آموزه های دینی در جامعه ای بنیان ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را تشکیل داده باشند، به طور طبیعی بر گرایش ها و سلیقه های افراد نیز اثرگذار خواهد بود. اجتماعی که هم گرایش و هم سلیقه ی آن ، در چارچوب آموزه های دینی تعریف شده باشد، نوع الگوهایی را که برای گذراندن اوقات فراغت برمی گزیند، به گونه ای خواهد بود که از این چارچوب خارج نشود(فاضل قانع،1391).

در فرهنگ اسلامی، برای انسان به عنوان موجودی مسئولیت پذیر که باید در چارچوب نظام معنایی توحیدی برای لحظه لحظه نعمت عمر خود پاسخ گو باشد ،هیچ زمانی فارغ از حرکت در مسیر تکاملی او وجود ندارد. از صادق آل محمد(ع) نقل شده است که فرمود:

“هرکس در روز از عمرش مساوی باشد، مغبون است.؛ و اگر فردایش از امروزش بدتر باشد، دچار فتنه و هلاکت شده؛ و اگر متوجه پیشرفت یا زیان خود نباشد، بی گمان در حال انحطاط و عقب افتادن است؛ و چنین کسی مرگ برایش سودمند تر خواهد بود”.

از نظر آموزه های اسلامی، انسان باید برای لحظه لحظه زندگی خود، به عنوان سرمایه ای عظیم، ارزش قائل شود، ولی این سخن بدان معنا نیست که انسان همچون ماشینی مکانیکی همواره یکنواخت کار کند و بی گمان جسم و روح انسان نیازمند استراحت، آرامش، تفریح و تنوع است. امام رضا(ع) می فرمایند:

اوقات خود را به چهار بخش تقسیم کنید: بخشی را برای عبادت؛ بخشی را برای کار و فعالیت برای تامین زندگی؛ بخشی را برای معاشرت و مصاحبت با برادران مورد اعتماد و کسانی که شما را از عیوبتان آگاه سازند؛ و بخشی را به تفریحات و لذت های حلال اختصاص دهید، و از مسرت و نشاط ساعات تفریح، می توانید انجام وظایف دیگر خودذ را تامین کنید(همان).

5-الگوی مصرف: درگرگونی های فرهنگی حاصل مدرنیته در دهه های گذشته، رشد مصرف گرایی را در پی داشته است. این پدیده و الگوهایی که فرهنگ هر جامعه برای مصرف ارائه می کند، یکی از دلایل اصلی توجه ویژه جامعه شناسان به موضوع سبک زندگی به شمار می رود(همان).

از دیدگاه اسلام، تامین رضایت خاطر فرد نمی تواند تنها انگیزه ی مصرف باشد و باید رضایت الهی مورد توجه قرار بگیرد و افزون به جنبه ی دنیوی، جنبه ی اخروی اعمال نیز لحاظ شود. به همین دلیل، اسلام روحیه ی مصرف گرایی مادی را نفی و کسانی را که در زندگی خود هدفی جز لذت ندارن، با لحنی تند نکوهش کرده است. در الگوی مصرفی که آموزه های اسلامی ان را تایید می کنند باید به نیاز های حقیقی، میانه روی، هماهنگی نسبی با وضعیت عمومی جامعه، رعایت حلال و حرام و پرهیز از تجمل گرایی توجه کرد(فاضل قانع،1391).

6-توجه به کار و تولید: بر اساس آموزه های آسمانی اسلام، انسان همواره باید در عرصه های گوناگون زندگی، که تامین نیاز های معیشتی و اقتصادی بخشی از آن است(نبا:11؛ ملک:15؛ نحل:14) به صورت جدی و مستمر کوشش کند، تا در پرتو چنین تلاشی، جامعه نیز به اهداف علی خود برسد. اسلام بر عامل کار درچاچوب توسعه ی اقتصادی، بسیار تاکید می کند و در فرهنگ اسلامی، کار به ویژه در فعالیت های تولیدی، و به طور خاص در کشاورزی، دام پروری و صنعت، جایگاهی والا دارد؛ تا آنجا که پیامبر گرامی اسلام دست کارگری را گرفت . بر آن بوسه زد و فرمود:” هذه ید لاتمسها النار ابدا؛ این دستی است که هرگز آتش به آن نمی رسد.”(همان).

7-سبک زندگی اسلامی در خانه و خانواده: خانواده مهم ترین جایی است که در آن باورهای دینی، ارزش های اخلاقی و هنجارهای اجتماعی از نسلی به نسل بعد منتقل می شود. پاکسازی محیط خانواده و جامعه از آلودگی ها، تشویق به ازدواج و تشکیل خانواده، تبیین روابط سالم و سازنده میان همسران و دیگر اعضای خانواده، و تاکید ویژه بر تربیت فرزند، از جمله برنامه هایی است که اسلام برای حفاظت از کانون مقدس خانواده بدان توجه کرده است(همان).

از نظر اسلام، مهم ترین ارکان استحکام خانواده ” مودت” و “رحمت” میان زن و مرد است. “مودت” یعنی دوستی عاقلانه ونه غریزی و “رحمت” یعنی گذشت مهربانانه از لغزش ها و کوتاهی یکدیگر. با این تعریف، اگر خانواده بر پایه مودت شکل گرفته، اختلافات نیز بر پایه ” رحمت” رفع خواهد شد، و دوستی و محبت در گذر زمان کم فروغ نمی گردد(همان).

2-8- تفاوت و تشابه سبک زندگی اسلامی با سایر سبک های زندگی

سبک زندگی اسلامی با تمام زندگی افراد و ابعاد آن مرتبط است. سبک زندگی اسلامی از جهتی با دیگر سبک های زندگی متفاوت است. در جامعه شناسی، مدیریت، علوم پزشکی و روانشناسی بالینی و غیره، نیز بحث از سبک زندگی مطرح است، اما در این قلمروها فقط به رفتاری خاص می پردازند و با شناخت ها و عواطف ارتباط مستقیم برقرار نمی کنند. اما سبک زندگی اسلامی، از آن جهت که اسلامی است، نمی تواند بی ارتباط با عواطف و شناخت ها باشد. بر این اساس، هر رفتاری که بخواهد مبنای اسلامی داشته باشد، باید حداقل هایی از شناخت و عواطف اسلامی را پشتوانه خود قرار دهد(کاویانی،1390 ب،ص62).

در سبک زندگی از دیدگاه روانشناختی، جامعه شناسی و علوم پزشکی تنها به رفتار نگریسته می شود، اما در هیچ یک نیت افراد، شناخت ها و عواطف آنان محسوب نمی شود. سبک زندگی اسلامی، نمی تواند بی توجه به نیت ها باشد. مانند نماز، که اگر اعتقاد به خدا و معاد را پشتوانه خود نداشته باشد، رفتار اسلامی محسوب نمی شود(کاویانی،1388،ص2).

رویکرد آدلر به روانشناسی با آنچه ما آن را ” رویکرد اسلامی” می نامیم چند شباهت دارد. برخی از مشابهت ها عبارتند از:

1-توجه به ارزش ها ؛ 2- کل نگری؛ 3- غایت گرایی؛ 4- جهت یابی فردی؛ 5- خودخلاق؛ 6-جبرگرایی ملایم؛ 7- نظریه ی میدان اجتماعی؛ 8- تلاش برای برتری؛ 9- اولویت دادن به هشیاری؛ 10 معیارهای آسیب شناسی و درمان؛ 11- تاکید بر پیشگیری؛ 12- کارکردهای سبک زندگی(کاویانی،1390الف).

2-9- درخت سبک زندگی

برای معرفی سبک زندگی اسلامی می توان به ” درخت سبک زندگی ” اشاره کرد. آدلر و پیروانش سبک زندگی هر فرد را از شکل گیری تا پیامد های آن به یک درخت تشبیه کرده اند: 1- ریشه های این درخت همان ریشه های سبک زندگی است که شکل گیری آن را بیان می کند؛ 2- ساقه های این درخت درباره اعتقادات و نگرش های کلی افراد (شامل: اعتقادات و عواطف و حتی آمادگی های رفتاری و غیره) است. شاخه ها و سرشاخه های این درخت، وظایف زندگی هستند. در حقیقت سبک زندگی واقعی همان شاخه ها و سرشاخه هاست. سبک زندگی اسلامی(سرشاخه ها) در سه سطح فردی، خانوادگی و  اجتماعی مطرح می شود(کاویانی،1390الف).