خودمختاری و انگیزش درونی

به بیان دسی و ریان در سال1971، آزمایش‌های اولیه نشان می‌دهد که پاداش‌های پولی انگیزش درونی افراد را تضعیف می‌کند، یعنی به سطح رفتار قبل از پاداش که زیر خط پایه بود، منجر می‌شود. این آزمایش‌ها از این دیدگاه حمایت می‌کند که درک درست انگیزه انسان، نیاز به فرایندهای انگیزشی دیگری دارد که تنها سازش پذیری احتمالی بین تقویت و این نوع انگیزه را بیشتر برجسته و تقویت می‌کند.(دسی و ریان،2000).

دربحث درباره معنای روان‌شناختی انگیزش درونی و تضعیف آن توسط پاداش‌های بیرونی، دسی و ریان در سال 1975، پیشنهاد می‌کند که رفتارهای با انگیزه شده به صورت درونی شده نمونه اولیه فعالیتهای خودتعیین‌گری هستند: آنها فعالیتهای هستند که افراد به طور طبیعی و خود به خود زمانی که در دنبال کردن علایق درونی‌شان احساس می‌کند انجام می‌دهند. چنین فعالیتهای آنچه را که دی چارمز در سال 1968،یعنی بسط دهنده مفهوم معرفی شده هیدر در سال 1958، به درک منبع علیت (I-PLOC) عنوان می کند را دربردارد. در مطالعات انجام شده توسط دسی و دیگران( مثل لپر،1973) پیشنهاد شده، زمانی که پاداش‌های بیرونی برای انجام یک فعالیت ذاتاً جالب ارائه می‌شود، افراد احساس می‌کنند، توسط پاداش کنترل شده‌اند، که موجب تغییر منبع علیت برای رفتار،از درونی به بیرونی می‌شود. در واقع، اخیراً متاآنالیزی از 128 مطالعه ی 3 دهه تائید کرد که نه تنها پاداشهای پول، بلکه پاداشهای مشروط ملموس به طور قابل توجهی انگیزش درونی را تضعیف می‌کند.( دسی، کاستنر و ریان،1999، به نقل از دسی و ریان،2000).

مطالعه تکمیلی حمایت‌کننده این دیدگاه که خودمختاری برای انگیزش درونی ضروری است، نشان داد که رویدادهای دیگری مثل تهدیدات( دسی و کاسکو،1972)، نظارت(لپر،1975)، ضرب العجل(آکامبیل،جونگ و لپر،1976) غالباً به تضعیف انگیزش درونی منتهی می‌شود. احتمالاً به این دلیل که اغلب تغییر به درک منبع علیت بیرونی(EPLOC) را موجب می‌شود. در مقابل فراهم کردن فرصت انتخاب( زوکرمن،پوزاک،لاثین،اسمیت و دسی،1978) و اذعان به تجربه درونی افراد(کاستنر، ریان،برنیر و هات،1984) درک منبع علیت درونی تر، انگیزه درونی پیشرفته و تقویت اعتماد افراد به عملکردشان را موجب می‌شود.

اگرچه عقیده تغییر در منبع درک علیت(PLOC)به طور توصیفی در رابطه با تغییرات در انگیزش درونی و عملکرد موثرسودمند بود، هنوز سوال عمیق‌تری از اینکه چرا PLOC چنین توجهی برانگیزش و رفتار دارد، وجود دارد. دسی و ریان در سال 1980PLOC  را با احساس خودمختاری افراد وابسته می‌دانند، نشان دادند که رویدادهای زمینه‌ای برانگیزش درونی و کیفیت عملکرد اثر گذار است. به این دلیل که آنها برحدی موثر هستند که افراد، خودمختاری را در حالی که درفعالیت درگیر هستند تجربه می‌کنند. راهبرهای انگیزشی از جمله پاداش‌ها و تهدیدها، خودمختاری را تضعیف می‌کند. بنابراین به نتایج غیربهینه‌ای مثل کاهش انگیزش درونی، کاهش فعالیت و حل مسئله تضعیف‌تر منجر می‌شود. در مقابل فراهم کردن فرصت انتخاب و اذعان به احساسات می تواند می تواند حس خودشروعی- اصل و منشاء بودن( دی چارمز،1968) را ارتقا می دهد. بنابراین ارضای نیاز خودمختاری را فراهم ومنجر به نتایج مثبت‌تری می شود.

در برخی مطالعات انگیزشی اخیر، نقش واسطه‌ای خودمختاری ادراک شده را نشان می‌دهند. برای مثال آزمایش ریو و دسی در سال 1996، تاثیر رقابت را در زمینه‌ای کنترل‌شده و کنترل نشده روی انگیزه درونی شرکت‌کنندگان برای عمل پازل، مورد بررسی قرار دادند و تحقیقات نشان داد که نه تنها افراد تحت‌تاثیر فشار برای برنده شدن، از طریق ایجاد رقابت درون بافت کنترل نشده به انگیزش درونی کمتری نسبت به رقابت درونی بافت کنترل شده منتهی می‌شود

مطالعات میدانی در مدارس( دسی و اسکوارتز،1981؛ریان و گرولینک،1986) و سازمان کاری(دسی،ریان و کانل،1989)، آزمایش‌های آزمایشگاهی را با نشان دادن در دنیای واقعی که نشان دهنده‌ی حمایت خودمختاری، یعنی مربوط به کنترل است، تکمیل کردند، که به نتایج مثبت‌تری شامل انگیزش درونی بیشتر، افزایش رضایت و افزایش بهزیستی مربوط بود( دسی و ریان،2000).

2-15نوع انگیزش در خودمختاری

در شکل4-2 پیوستاری از خودمختاری انگیزش نشان داده شده است. طبق نظریه خودمختاری، سه نوع انگیزش وجود دارد:بی‌انگیزشی،انگیزش‌بیرونی،وانگیزش درونی. این انواع انگیزش را می‌توان در یک پیوستار خودمختاری یا درک منبع علیت، مرتب کرد. در سمت راست، بی‌انگیزشی قرار دارد، در حالتی که در آن، فرد نه انگیزش درونی دارد نه بیرونی(مثل، دانش‌آموز ترک‌تحصیل کرده، ورزشکار سرخورده، یا همسر بی‌تفاوت). در وسط شکل، چهار نوع انگیزش بیرونی قرار دارند که می‌توان آنها را براساس درجه خودمختاری از یکدیگر متمایز کرد: تنظیم بیرونی( اصلاً خودمختار نیست)، تنظیم درون فکنی شده( تا اندازه ای خودمختار است)، تنظیم خودپذیر   ( عمدتاً خودمختار است)، و تنظیم آمیخته( کاملاً خودمختار است). در سمت چپ، انگیزش بیرونی بیانگر حمایت کامل فرد از خودمختاری است و به تمام مواردی که نیازهای روان‌شناختی فرد، انگیزشی را برای عمل کردن بوجود می‌آورند، مربوط می‌شود.(ریو،1388).

 

 

رفتار
بی انگیزشی

خودمختار نیست

خودمختار
انگیزش درونی
انگیزش بیرونی

انگیزش

 

 

تنظیم درونی
بدون تنظیم

سبکهای

تنظیمی                           تنظیم بیرونی   تنظیم درون‌فکنی شده  تنظیم خودپذیر   تنظیم آمیخته

درک‌ منبع

علیت

غیرشخصی بیرونی تا اندازه‌ای بیرونی تاااندازه‌ای‌درونی درونی درونی
فرایندهای تنظیمی مربوط غیرعمدی،بدون ارزش‌گذاری،

ناشایسته،

فقدان کنترل

اطاعت،

پاداش‌ها و

تنبیه‌های

بیرونی

کنترل شده شخصی،

درگیرشدن خود،

پاداش ها و

تنبیه‌های درونی

اهمیت شخصی،

ارزش‌گذاری آگاهانه

ترکیب آگاهانه و

همخوان با خود

علاقه، خوشنودی،

رضایت خاطر

 

جدول 3-2 پیوستار خودمختاری که انواع انگیزش را نشان می‌دهد

 

مشخص کردن انواع انگیزش به این دلیل اهمیت دارد که مقدار خودمختاری در هر حالت انگیزشی، برآنچه افراد فکر می‌کنند، احساس می‌کنند، و انجام می‌دهند تأثیر بسزایی دارد. توجه کنید که این چهار نوع انگیزش بیرونی از این نظر که فرد آنها را تا چه اندازهای آنها را به صورت خودمختار تجربه می‌کند، تفاوت زیادی دارند. افراد عمدتاً به خاطر اطاعت و به این علت که مجبور هستند( یعنی، کنترل شده‌اند)، به تنظیم بیرونی و درونی‌فکنی شده تن در می‌دهند، اما افرادی که به تنظیم خودپذیر و آمیخته می‌پردازند، این کار را دوست دارند و آن را ترجیح می‌دهند( یعنی آنها به صورت خودمختار عمل می‌کنند). برای مثال، پژوهشگران از کودکان دبستانی پرسیدند چه چیزی رفتارهای تحصیلی آنها را با انگیزه کرد(مثلاً(( چرا تکلیف مدریه خود را انجام می‌دهی؟))و ((چرا سعی می‌کنی در مدرسه خوب درس بخوانی؟))،و بعداً هیجان، تلاش، و عملکرد مرتبط با مدرسه آنها را ارزیابی کردند(ریان و کانل،1989). دلایل این دانش‌آموزان، مقدار متفاوت خودمختاری را منعکس کرد که از بسیار‌کم ( چون این یک قانون است؛ من مجبور به اجرای آن هستم)، تا خودمختاری کم( زیرا اگر این کار را انجام ندهم احساس گناه می‌کنم)، تا خودمختاری زیاد( زیرا برایم اهمیت دارد) تا خودمختاری کامل( زیرا این کار برایم تفریح است، از این کار لذت می‌برم) گسترش داشتند. هرچه انگیزش دانش‌آموزان خودمختارتر بود، تلاش بیشتری به خرج می‌دادند و پیشرفت بیشتری می‌کردند. دانش‌آموزانی که خودمختاری کمی داشتند، کمترین تلاش را به خرج دادند و پیشرفت ناچیزی داشتند. بنابراین، برخی از انواع انگیزش بیرونی( مثل، تنظیم خودپذیر)، از انواع دیگر انگیزش بیرونی( مثل، تنظیم بیرونی)، حالت انگیزشی ثمربخش‌تری بوجود می‌آورند.

این یافته‌ها، اهمیت متمایز کردن انواع انگیزش بیرونی را نشان می‌دهند، و علاوه بر انگیزش دانش آموزان در رابطه با مدرسه، به تلاش‌هایی که افراد در برنامه درمان الکلیسم(ریان، پلانت، و اومالی،1995)، برنامه کاهش‌وزن(ویلیامز‌و‌همکاران،1996)،رابطه‌برقرار‌کردن(بلیس‌و‌همکاران،1990)،پایبندی‌به‌ورزش(ریان‌و همکاران،1997)، فعالت سیاسی( کاستنر و همکاران،1996)، و فعالیت مذهبی( ریان، ریگبای، و کینگ،1993) به خرج می‌دهند نیز تعمیم می‌یابد. در هر یک از این موارد، نوع انگیزش اهمیت داشت، و هر چه فرد خودمختارتر بود، نتایج بهتری را به دست می‌آورد(ریو،1388).