ويژگي هاي شخصيت خلاق

استقلال: فرد خلاق عقايد و انديشه هايش را وابسته به افكار ديگران نمي داند و افكار و كارهاي خودش از استقلال بالايي برخوردار است.

ريسك پذيري: فرد خلاق اهل خطر كردن است و ماجراجويي را دوست دارد، در برخورد با مسائل و مشكلات جرات بيشتري به خرج مي دهد و معمولا نگران شكست هاي احتمالي خود نيست.

كنجكاوي و علاقه به كارهاي پيچيده: از سطح ظاهري يك مسئله فراتر رفته و مو شكافي نموده و در حل مشكلات پيچيده انرژي صرف كند.

تحمل ابهام: براي فرد خلاق مواجه شدن با ابهامات يك مبارزه محسوب شده و نوعي لذت به دنبال دارد.

انعطاف پذيري: اگر او در جريان حل يك مسئله با پاسخي برخورد كند مسير فكري خود را به سهولت تغيير داده و آن موضوع را از زوايا و ابعاد ديگري بررسي نموده و افكار و راه حل هاي متنوع را به كار مي گيرد و همواره جايي براي تغيير و تحول باقي مي گذارد.

شوخ طبعي: فرد خلاق از ظرافت ديد و نكته سنجي زيادي برخوردار است و اغلب قادر است با اظهارنظرها بيان نكته ها و خلق موقعيت هاي جالب ديگران را به عهده دارد.

اعتماد به نفس بالا: نسبت به خود و توانمندي هايش آگاهي دارد و معتقد است كه ايده ها و نظراتش ارزشمند هستند.

ابتكار و تخيل قوي و حساسيت: ايده هاي او معمولا با ايده هاي ديگران بسيار متفاوت است و در مواردي كه ديگران به راحتي و روزمرگي از آن مي گذرند ذهن خيال پرداز قوي دارد.

زيبايي دوستي: فرد خلاق به آساني مجذوب زيبايي مي شود و نسبت به آن توجه و دقت زيادي مي كند و به فعاليت هاي هنري علاقه مند است اين مشكوك بودن و عدم اعتماد فرد خلاق معمولا ناشي از اغلب بسياري از قوانين رايج جامعه براي او جاي سوال باقي مي گذارند.

ترديد: (علاقه دروني او به تغيير-اصلاح امور عادي و خلق ايده هاي بهتر است .

استيز: «علاوه بر ويژگي هاي فوق موارد زير را نيز بر اين ويژگي ها مي افزايد» سلامت رواني و ادراكي-توانايي ايجاد تعداد زيادي ايده به طور سريع-دلگرمي و اميد به آينده-علاقه به سادگي و بي تكلفي در نوع لباس و جنبه هاي گوناگون زندگي-روحيه انتقادي-آرامش و آسودگي خيال-توانايي برقراري ارتباط عميق و صميمانه-شهامت-قدرت-جلب حس اعتماد و اطمينان ديگران-مسئوليت پذيري و توانايي سازمان دادن به فعاليت هاي گوناگون و حساسيت به مسائل و مشكلات اجتماعي.

 بهره وري در سازمان و توسعه نيروي انساني

هرچند عوامل متعدد و در هم بافته اي باعث مي شوند تا بهره وري يك سازمان افزايش يافته و در سطح دلخواه نيز ثابت باقي بماند همچون ارزيابي عملكرد كاركنان و انتخاب افراد مناسب و متعهد در تصدي پست‌هاي مديريت و دوره هاي آموزشي مفيد. همسوي اهداف سازمان و اهداف كاركنان و همخواني تحليل مشاغل و ويژگي هاي شخصيتي شغل (شناختي- هيجاني و رفتاري)- ايجاد انگيزش و بالا بردن كيفيت كاري ايجاد رضايت شغلي و پایين آوردن فشار رواني در سازمان و ايجاد محيط فرهنگي مناسب از ديگر عوامل موثر در بهره وري بوده و با اين رويكرد آموزش خلاقيت و نوآوري ميتواند در كليه اين عوامل تاثيرات مثبت نهاده و طبق فرآيند حل خلاق مسئله در شرايط ايده آل شامل (مراحل) حقيقت يابي- ايده يابي و راه حل‌يابي حقيقت يابي: تشخيص مشكل بنيادي از مشكلات حاشيه اي و زاينده مشكلات اصلي- ايده يابي: ايده‌هاي جديدو انگيزه هاي نو و مغاير با عادات و انتظارات- راه حل يابي: انتخاب كم هزينه ترين و سريعترين راه براي رسيدن به هدف- سازمان ميتواند با حل مسائل مربوط به هر يك از عوامل ذكر شده با تغييرات وارده به سيستم همسو شده و به هدف بهره وري بيشتر دست يابد حال اگر مطلب فوق را بصورت معادله زير نشان دهيم نوآوري + بهره وري بهبود مستمر عملكرد مشاهده ميشود خلاقيت و به موجب آن دستيابي به نوآوري و بالا رفتن اثر بخشي و كارايي (بهره وري نيروي انساني) ميتواند جهت حركت سازمان را نسبت به تغييرات جهاني هم محور و به سمت توسعه ملي بالنده سازد انگيزش و خلاقيت و بهبود عملكرد هر گونه تغيير و تحولي را كه تاثيرات مثبت داشته باشد بهبود مي ناميم. تغييرات و بهبود را در دو شكل كلي مي توان ديد يكي تغييرات و يا تحول دائمي معروف است و ديگري اصلاحات و تغييرات كلي و وسيع كه به نوآوري معروف مي باشد. (ریچارد،2002)

اصلاحات جزئي كه با هر گاه نوآوري همراه با كايزن باشد در طي زمان استانداردهاي جديد بالاتر از استانداردهاي قبلي قرار مي گيرند و نمودار بهره وري بصورت تشويقي ديده ميشود كه نشان دهنده بهبود عملكرد در سيستم است نوآوري + بهره وري بهبود عملكرد و يا كيفيت مستمر تغيير عامل مهم انگيزش است و نياز به راه حل  يابي در منشاء تغييرات خلق الساعه خلاقيت به بار مي آورد. حركت از حالت فشار به رضايت باعث نوعي آرامش مطلوب ميشود كه خدا بستر تغيير و زمينه ساز خلاقيت هاي بعدب است. نظري براي اين محصول ثبت نشده است. (ریچارد،2002)

تعريف خلاقيت از ديدگاه روان شناسي

خلاقيت يكي از جنبه هاي اصلي تفكر يا انديشيدن است. تفكر عبارت است از فرآيند بازآرايي يا تغيير اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت. تفكر بر دو نوع است:

1)تفكر هم گرا: تفكر همگرا عبارت است از فرآيند بازآرايي يا دوباره سازي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت.

2)تفكر واگرا: تفكر واگرا عبارت است از فرآيند تركيب و نوآرايي اطلاعات و نمادهاي كسب شده موجود در حافظه درازمدت، خلاقيت يعني تفكر واگرا.

براساس اين تعريف خلاقيت ارتباط مستقيمي با قوه تخيل يا توانايي تصويرسازي ذهني دارد. اين توانايي عبارت است از فرآيند تشكيل تصويرهايي از پديده هاي ادراك شده در ذهن و خلاقيت عبارت است از فرآيند راه هاي براي انجام دادن بهتر كارها، خلاقيت يعني ارايه فكرها و طرح هاي نوين براي توليدات و خدمات جديد و استمرار آن پس از غيبت آن پديده ها .

موانع خلاقيت

موانع دروني يا خودي خلاقيت

همه انسان ها از استعداد و نوآوري و خلاقيت برخوردارند. بنابراين نبايد آن را فقط در انحصار مديران فرض كرد در واقع، جلوگيري از عوامل بازدارنده ظهور خلاقيت، مهم تر از وجود استعداد خلاقيت است. زيرا در صورت آزادسازي ذهن از پيش فرض ها و الگوهاي زنجيره اي، در مدت كوتاهي مي تواند قدرت خلاقيت و به كار گيري فكرهاي نو را به نحو چشم گيري آزمايش داد در راه ظهور خلاقيت موانع متعددي وجود دارد كه به برخي از موانع خلاقيت اشاره مي شود:

1)فقدان اعتماد به نفس؛

2)ترس از انتقاد و شكست؛

3)تمايل به هم رنگي با جماعت؛

4)فقدان تمركز ذهني؛

اغلب انسان ها عادت زده اند به همين دليل روش انجام كارهاي معين توسط آنان به مرور زمان، به صورت روش هاي ثابت مي آيد (رضائيان، 1388: 104). رضايت از وضع موجود پديده ها و امور باعث مي شود كه فرد نسبت به تغيير وضعيت آن ها اقدامي نكند (خاكي، 1388: 32). روحيه محافظه كارانه و مانوس شدن با روش ها و رويه هاي موجود،‌ روح خلاقيت و نوآوري را در فرد تضعيف كرده و از بين مي برد و هم چنين شيفتگي تخصص و اطمينان كامل از روش هاي وارد عمل در بين متخصصان موجب مي گردد كه آنان به روش ها و شيوه هاي نو نيانديشند (الواني، 1379: 241).

نابودي بيروني خلاقيت

اگر تلاش كنيم كه همه يكسان فکر كنند و عقايدشان درباره ي شيوه هاي انجام دادن كارها هم شكل و موافق يكديگر باشد كاري خطرناك كرده ايم،‌ زيرا در واقع كوشيده ايم خلاقيت ها، انتقادات سازنده و تبادل نظر در مورد مسايل و موضوعات سازماني را به حداقل ممكن برسانيم. آن موقع صرفا گروهي خواهيم داشت با عقايد يكسان. هر چند ناهمگوني نظريات و افكار كمي جرات مي خواهد، امر ضروري و حياتي براي سازماني محسوب مي گردد (هايلند و بروس، 1380: 142).

 

 

موانع خلاقيت عبارتند از:

1)محدود بودن طرق ارتباط مدير عالي: از نگاهي كه ارتباط مدير عالي با بقيه سازمان فقط از طريق چند نفر معين امكان پذير باشد سوء برداشت ها زياد مي شود و روحيه مخاطره پذيري تضعيف مي شود.

2)حاكميت جو عدم تحمل اختلاف سليقه: اگر مسئولان سازمان تحمل سليقه هاي مخالف را نداشته باشد يك نواختي سازمان را فرا مي گيرد.

3)افراد ذي نفع حفظ وضع موجود: اگر افراد و گروه هايي وجود داشته باشند كه در حفظ وضع موجود ذي نفع باشد امكان نوآوري محدود مي شود.

4)تاكيد بر افق زماني كوتاه مدت: اگر افق ديد مسئولان سازمان محدود باشد بر هدف هاي كوتاه مدت تاكيد خواهند كرد و از افكار جديدي استقبال نمي كند.

5)تصميم گيرندگان بيش از حد حساب گر: اگر تصميم گيرندگان حساب گر باشند نوآوري با مشكل مواجه خواهند شد.

6)اعطاي پاداش هاي نامناسب: استفاده از پاداش و ابزارهاي كنترلي براي پرداختن به كارهاي جاري افراد را از كارهاي ابتكاري و غير مرسوم و نوآورانه باز مي دارند.

7)تاكيد بيش از حد بر الزامات بورو كراتيك: تاكيد بيش از حد بر لزومي و قواعد، خلاقيت و نوآوري را با ناكامي مواجه مي سازد (رضائيان، 1388: 109).

موضوعات انحرافي و غيراصلي محيط كار،‌ اغلب مديران و كاركنان را از خلاق بودن باز مي دارد و هم چنين برخورد با مسايل فوري و فوتي ممكن است بيشتر وقت روزانه فرد را بگيرد. اغلب فرصتي كه باقي مي ماند، يا اندك است، يا هيچ فرصتي براي تفكر خلاق باقي نمي ماند (رضائيان، 1390: 54). مديران اگر بدون توجه به تغييرات و تحولات محيطي بخواهند سازمان خود را اداره كنند سازماني خواهند داشت ايستا كه عاقبت آن زوال است (حاتمي صادق، 1384: 315).

 

رابطه كارايي خلاقيت در مديريت

شعار «نوآور باش يا بمير» به طور فزاينده بين مديران امروز همه جا گير شده است.

در جهان وارد رقابت پوياي امروز،‌ سازمان ها بايستي خدمات تازه و توليدات جديدي عرضه نمايند تا بتوانند در رقابت، توفيق حاصل كنند. بعضي از شركت هاي بزرگ در اين راه چنان موفق بوده اند كه هر سال با بيش از چهل نوع كالاي جديد، بيست و پنج درصد سود بيش از ده ميليارد دلاري شركت را از توليدات جديد كسب كرده اند. (صادق پور، 1382: 266).

همه ي سازمان ها براي بقاء نيازمند انديشه هاي نو و نظريات بديع و تازه اند، افكار و نظريات جديد هم چون روحي در كالبد سازمان دميده مي شود و آن را از نيستي و فنا نجات مي دهد. در عصر ما براي بقاء و پيشرفت و حتي حفظ وضع موجود، بايد جريان نوجوي و نوآوري را در سازمان تداوم بخشيد تا از ركود و نابودي آن جلوگيري شود.

براي آن كه بتوان در دنياي متلاطم و متغير امروز به حيات ادامه داد، بايد به نوآوري و خلاقيت روي آورد (الواني، 1389: 123). تداوم حيات سازمان ها به قدرت بازسازي آن ها بستگي دارد اين بازسازي از طريق هماهنگي كردن اهداف با وضعيت روز،‌ اصلاح و بهبود روش هاي تحقق اين اهداف انجام مي شود؛ مثل اين كه سازمان يا شركتي را در نظر بگيريد كه مي خواهد ارائه كننده كالا و خدمات مورد نياز آن بايد با قيمت و كيفيت خوب و در زمان مناسب ارائه گردد زيرا اگر شركت چنين كاري نكند مشتريان خود را از دست مي‌دهد و به نحو مطلوب به اهداف خود دست نخواهد يافت.

سازمان در مسير تطبيق خود با تغيير، ناگريز در تقويت فراگردهاي نوآوري و خلاقيت است؛ زيرا به مرور زمان سازمان هاي غير خلاق از دور خارج مي شوند يا مجبور مي شود سيستم خود را اصلاح كند (رضائيان،‌ 1388: 103). ساختارهايي كه به رغم وجود مشكلات و محدود و محدوديت هاي هم چون كمبود امكانات و مواد، وجود موانعي مانند قوانين و سياست هاي كلان، سازمان را در مسير بهبود نگه داشته، مانع توقف يا شكست آن در مقابل رقبا مي شوند، ساختارهايي هستند كه نوآوري در آن ها امكان بروز دارد (سليمي، نوآوري،‌ منشا تحول سيستم در جهت رشد و كمال است. سيستمي به كمال مي رسد كه در آن نوآوري، اصلاح و تجدد حيات به طور مستمر رخ دهد. سيستم و جامعه نوآور به طور دائم خود را با استعدادهاي جوان و افكار جديد و پيشرفته مجهز مي سازد، در جريان آخرين پيشرفت ها و دانش ها قرار مي گيرد و به كار بستن آن ها به طور مداوم در جهت بهينه سازي حركت مي كند در اين صورت است كه در سازمان به سوي كمال مضمين مي شود. (زارعي متين، 1380: 112). نوآوري اطمينان بخش ترين عامل در توفيق شركت هاست كه بايد از سرعت كافي از برنامه ريزي ساخت تا زمان ارائه آن به بازار برخوردار باشد. نوآوري با جذب مشتريان جديد مي تواند عامل موثر در افزايش توان رقابتي نيز باشد (حاتمي صادق، 1384: 318). برخي نقش و اهميت خلاقيت و نوآوري را به گونه زير بيان كرده اند:

الف: نقش و اهيت خلاقيت و نوآوري از جنبه فردي

1)خلاقيت و نوآوري عامل رشد و شكوفايي استعدادها و سوق دهنده به سوي خود شكوفايي

2)خلاقيت و نوآوري عامل موفقيت فردي، شغلي و اجتماعي.

ب: نقش و اهميت خلاقيت و نوآوري از جنبه سازماني

1)خلاقيت و نوآوري عامل توليدات و خدمات؛

3)خلاقيت و نوآوري عامل افزايش كيفيت توليدات و خدمات و موفقيت در رقابت؛

4)خلاقيت و نوآوري عامل افزايش كيفيت توليدات و خدمات و موفقيت در رقابت؛

5)خلاقيت و نوآوري عامل كاهش هزينه ها، ضايعات و اتلاف منابع؛

6)خلاقيت و نوآوري عامل افزايش انگيزش كاركنان سازمان؛

7)خلاقيت و نوآوري عامل ارتقاي سطح بهداشت رواني و رضايت شغلي كاركنان سازمان؛

8)خلاقيت و نوآوري عامل ارتقاي بهره وري سازمان؛

9)خلاقيت و نوآوري عامل موفقيت مجموعه مديريت و كاركنان سازمان؛

10)خلاقيت و نوآوري عامل رشد و بالندگي سازمان؛

11)خلاقيت و نوآوري عامل تحريك و تشويق حس رقابت؛

12)خلاقيت و نوآوري عامل كاهش بوروكراسي اداري «كاهش پشت ميز نشيني و مشوق عمل گرايي»؛

13)خلاقيت و نوآوري عامل تحريك و مهيا كردن عوامل توليد. (همان منبع، 319)

راه هاي رشد خلاقيت

قدرت خلاقيت افراد را مي توان از طريق مشاوره، هدايت و آموزش تقويت داد در برخي از موارد، استفاده از اين روش ها خيلي موثر است به طور كلي در عامل گروهي فكرها را به فعاليت وا مي دارد؛ زيرا افراد گروه يك ديگر را برمي انگيزند. سئوالات و پيشنهاداتي كه در گروه مطرح مي شود،‌توجه هر عضو جماعت را به فراگرد خلاقيت جلب مي كند به اين ترتيب آن ها در مي يابند كه باید با تفكر و جستجوي بيشتر، به فكرها و نظريه هاي جديد دست يافت (رضائيان، 1388: 110).

زمينه اساسي بروز نوآوري توجه به خلاقيت هاست و زمينه رشد خلاقيت هاست اهميت دادن به نظرات و پيشنهادات و زمينه تقويت نظرات و پيشنهاد داشتن شيوه هاي درست و منطقي پاداش و تشويق است (حاتمي صادق، 1384: 316).

تفكر سرچشمه ايجاد اغلب فكرها، نظر و ابتكارات جديد است. تفكر به شيوه هاي متعددي انجام مي شود:

1)تفكر خلاق: گونه از تفكر است كه در آن ذهن به طور عميق با يك مساله درگير مي شود به تجسم و واضح سازي آن مي پردازد با فراگرد خلاقيت مبتني بر به كارگيري واقعيات است. اما افراد در هنگام تفكر خلاق مي‌داند كه واقعيت ها آن چنان كه بايد شناخته نشده اند. بنابراين به شناسايي و كشف واقعيت ها مي پردازد.

2)تفكر سببي يا علي: در اين تفكر با تحليل و ارزيابي ريشه هاي حوادث و نتايج آن به جاي واگذار كردن مسايل به حوادث آينده وقايع آتي پيش بيني مي شود و علت هاي وقوع آن ها ارزيابي مي گردد.

3)تفكر استقراء: در اين شيوه افراد بر مبناي اجزاي اطلاعاتي متنوعي كه در اختيار دارند، براي رسيدن به يك نتيجه يا اصل كلي استدلال مي كنند استقراء مبتني بر فراگردي تركيبي است زيرا در جريان آن اجزاء سر هم مي شوند تا تصويري از كل به دست آيد.

4)تفكر قياسي: اين شيوه درست عكس تفكر استقراء است. به اين ترتيب با تعميم نتيجه گيري هاي كلي به مصادق خاص، نتيجه ويژه به دست مي آيد يعني ذهن متفكر پيش از شناخت كل، جهت شناسايي اجزاء آن حركت مي كند.

5)تفكر قضاوتي و تحليل براي هر مساله: در اين شيوه افراد از طريق جستجو و كسب اطلاعات واقعي درباره هر وضعيت اقوام به تعريف و تعيين مساله مي كنند و پس از تجزيه و تحليل، ارزيابي منطقي واقعيت ها، روابط معني دار ميان آن ها را كشف مي كنند و درباره مساله تصميم مي گيرند (رضائيان، 112:1388). از نظر طرز كار، توانايي هاي فكري بشر را مي توان به طريق زير خلاصه كرد:

1)حذف: توانايي مشاهده و به كارگيري توجه و تمركز.

2)ضبط: توانايي حفظ كردن و به خاطر آوردن.

3)استدلال: توانايي تجزيه و تحليل و قضاوت نمودن.

4)خلاقيت: توانايي تجسم، پيش بيني و ايجاد ايده ها (خاكي،28:1388).

-Highlands & Bruce