6  پیامدهای طلاق در بعد خانواده

در بعد خانوادگی طلاق علاوه بر تأثیراتی که بر فرزندان می­گذارد باعث به­هم خوردن تعادل روحی اعضای خانواده، وابستگان و نزدیکان نیز می­شود. طلاق یکی از فقدان­های عمده زندگی است. این فقدان نه تنها برای افراد مطلقه بحران ایجاد می­کند، بلکه آسیبی شبیه مرگ والدین بر فرزندان
و اعضای خانواده وارد می­کند. در مقیاس دگرگونی زندگی، بعد از حادثه مرگ همسر، طلاق بیش
از سایر رخدادهای زندگی، مقتضی سازگاری مجدد افراد مبتلاست. در تحقیقی که جی هبر در سال 1990 انجام داده است مشخص گردید که طلاق منجر به کاهش اعتماد به نفس اعضای خانواده
می­شود، چنین کمبودی می­تواند ماهیتی اجتماعی، رفتاری یا جسمی داشته باشد. کاهش اعتماد به نفس پس از طلاق، می­تواند منشاء ایجاد آشفتگی در بین اعضای خانواده شود( کلارا اورلند و آرلن، 2013). طلاق معمولا به­عنوان یک فرایند استرس زا(آماتو،2000) یا یک فرایند سوگ (جرمی، 2015) تعریف می­شود و یکی از عمده ترین رویدادهای استرس زایی است که کودکان با آن مواجه می­شوند. این پدیده از طریق مکانیسم­های چندگانه­ای مثل سبک فرزندپروری نامناسب، مواجهه با تعارض های زناشویی والدین و دیگر رویدادهای استرس‌زای ناشی از طلاق بر روی کودکان تاثیر می­گذارد(آماتو، 2000). هریک از این تعاریف دلالتهای مهمی برای مداخله به­همراه دارد. طلاق تاثیر منفی زیادی
بر جنبه‌های مختلف زندگی دارد که منجر به انزوای اجتماعی‌، مشکلات اقتصادی‌، مشکلات فرزندپروری و مشکلات روانی می­شود (ونگ و آماتو، 2000). نبود یک والد در خانواده منجر
به کاهش درآمد و افزایش مسئولیت والد دیگر می‌شود. طلاق والدین تاثیر منفی بر فرایندهای فرزندپروری و ساختار خانواده دارد. مشکلاتی از قبیل کاهش کیفیت ارتباطات و صمیمیت، کاهش نظم و ثبات و تضاد بین اعضای خانواده در خانواده های طلاق به وفور دیده می­شود (سیه و شک، 2008). به­طور کل می­توان گفت این پدیده یک رویداد پیچیده است و باعث دگرگونی های عمده‌ای در مسیر زندگی می­شود و اثرات شخصی و اجتماعی کوتاه و بلند مدت زیادی دارد. این مسئله الگوهای رابطه ای جدیدی را می­طلبد(آماتو ،2000؛ هترینگتون و کلی، 2002). در طلاق، انحلال زیر سیستم زوجین بر همه اعضا و زیر‌سیستم­های دیگر خانواده اثر می‌گذارد و به دیگر سیستم­ها نیز سرایت می­کند(لی، 2006). غالبا در فرایند طلاق  طرفین وابستگی، درگیری عاطفی و رنج زیادی را متحمل می­شوند
و به­مدت طولانی در بحران به­سر می­برند. طلاق موجب از هم پاشیدگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی می­شود و در اکثر موارد آثار مخرب آن بر کودکان خانواده بسیار شدیدتر از دیگران است(لنسفورد، 2009). طبیعتا کودکان با تصمیم والدینشان برای طلاق موافق نیستند و مجبورند مهارتهای روانشناختی خاصی را به­منظور تطابق با شرایط کسب کنند و در معرض خطر بالای مشکلات هیجانی قرار می­گیرند (کلی،2000). طبیعی است که وقتی والدین گرفتار شرایط نامطلوب پس از طلاق شوند و رابطه متقابل آنها با کودک رو به وخامت بگذارد، کودکان در معرض خطر مشکلات روانی و رفتاری و هیجانی بالایی قرار می­گیرند ( کلی، 2007(.

. KlaraOverland,I.S.

. Arlene, A.T.

. Jeremy, A.

. Lee, R.E

. Lansford, J.E.